دنیایی که اشیاء در آن آقایی می کنند ( رواج تجمل گرایی و مصرف گرایی) بیماری فخر فروشی

  حتما شما نیز بارها شنیده اید که در میان ایرانی ها افتخار به مصرف گرایی نهادینه شده است. به طوری که سبک زندگی با سرعت غیر قابل وصفی به سمت مصرف گرایی در حال حرکت است و به هیچ کس رحم نمی کند.

جامعه مصرفی که هزینه های زیادی را به افراد تحمیل می کند و با این وجود اشتیاق به مصرف گرایی هر روز بیشتر از دیروز می شود و می بینیم که چشم و هم چشمی ها افزایش پیدا کرده و به شکل محسوسی این ضرب المثل «عقل شان به چشم شان است» را می توان احساس کرد. به ویژه در این زمانه ای که دیگر قضاوت های افراد کاملا از روی ظاهر، میزان ثروت، نوع پوشش، نوع آرایش و پیرایش و… شده است. با این تفاسیر در اینجا چند سوال مطرح می شود.

اول از همه اینکه جامعه ایران از چه زمانی مصرف گرا شده است؟

آیا از همان ابتدا چنین خصلتی وجود داشته یا از آن می توان به عنوان یک پدیده نوظهور یاد کرد؟

چرا مصرف گرایی به بخشی از فرهنگ خودنمایی کردن برای دیگران تبدیل شده است؟

چرا مردم به جای داشته هایی شخصیتی شان به ماشین، فرش دستباف، خانه، زیورآلات و… مباهات می کنیم؟ 


در ادامه نظرات یک جامعه شناس و روانشناس اجتماعی را در این خصوص خواهید خواند.   دنیایی که اشیا در آن آقایی می کنند یکی از شاخصه‌های مصرف‌گرایی، مصرف به عنوان سبک زندگی است و این روند تا جایی پیش رفته است که در حال حاضر جامعه ای مصرف گرا به بار آورده ایم. دیگر خبری از ساده زیستی و مصرف منطقی و عقلانی نیست و به همین دلیل هر روز شاهد اسراف هایی هستیم که مانند سیل ویرانگری به نظر می رسد و هیچ راهی برای مهار آن وجود ندارد و تبدیل به یک آسیب اجتماعی شده است. چون دیگر به این آسیب نمی توان آسیب فردی گفت و اگر در تک تک خودمان کنکاش کنیم می بینیم که ما هم جزو همان مصرف گراهایی هستیم که روی هم رفته این معضل را به یک آسیب اجتماعی گسترده بدل کرده ایم.

یک جامعه شناس معتقد است می توان مصرف گرایی را از چند بعد مورد بررسی قرار داد و توضیح می دهد: «مصرف گرایی چند بعد دارد. یک بعد مصرف گرایی توجه به تولیدات و امکانات داخلی است. مصرف این تولیدات نه تنها زیان ده نیست بلکه می تواند سودده هم باشد. زیرا استفاده از تولیدات داخلی چرخه اقتصاد را می گرداند و بسیاری از معضلات از جمله بیکاری، تورم، فرار مغزها و… از بین خواهدرفت. اما اگر این مصرف گرایی در مورد کالاهای خارجی باشد مضر است و به اقتصاد کشور قطعا ضربه خواهد زد. بُعد دیگر مصرف گرایی خوراکی است. مصرف بی رویه گندم، آب، شکر و… که به هر حال جزو اسراف به حساب می آید و تا جایی که می شود باید جلوی این نوع مصرف گرایی گرفته شود. بُعد بعدی مصرف گرایی که مصرف بی رویه مواد آرایشی، پیرایشی، پوشاک، کالاهای لوکس و… است. زمانی مصرف‌گرایی تبدیل به معضل می‌شود که نیازهای کاذب در افراد جامعه شکل گرفته و به تبع آن چشم و هم چشمی و پز دادن به وجود خواهدآمد. در نهایت نیز حس سیری ناپذیری نسبت به کالاهای مصرفی ایجاد خواهدشد و جامعه به سمت مصرف گرایی پیش می رود.» اگر نگاهی به تاریخ ایران داشته باشیم متوجه می شویم مردم ایران در طول تاریخ نشانه هایی از مصرف گرابودن را داشته اند.

برای مثال در دوره ساسانیان بهرام گور هفت پیل داشت که پاهای پیل هایش از نقره بود. همچنین ۳۰۰ غلام زرین کمر، ۴۰۰ خنیاگر و… داشت که نشان از اسراف های آن زمانه را می دهد و همین ها نیز موجب شکستش شد. این جامعه شناس در پایان در خصوص پدیده مصرف گرایی امروزی که معتقد است دنیا به سمت «شیء سروری» گرایش پیدا کرده است، می گوید: «سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که در حال حاضر چرا پز دادن، خودنمایی و اسراف به این شکل جلوه گر شده است و در جامعه به عنوان یک اصل اساسی قرار گرفته است؟ به عقیده من چون امروز جهان به سمت مادی شدن در حرکت است و در نتیجه ذهنیت و عقل مردم هم به سمت چشم شان رفته است. به عقیده جامعه شناسان علت این اتفاق کمرنگ شدن معنویات جهان است و وجهه و بزرگی مردم در مادیات خلاصه می شود و من نام آن را «شیء سروری» گذاشته ام. یعنی اشیا آقا و سرورند و این اشیا هستند که بزرگی افراد را نشان می دهند. در نتیجه افراد بنده اشیا شده اند.» قضاوت ها بر اساس شخصیت نیست براساس ظاهر افراد است در جامعه ای مانند تهران که هویت شما بر کسی شناخته شده نیست، افراد همواره کوشش می کنند خودشان را با اشیایی که دارند به دیگران بشناسانند. زیرا ساده ترین راه برای معرفی خود از طریق ظاهر، پوشش، خانه، ماشین و… است. حتما بارها دیده اید که وقتی فردی سوار بر ماشین گرانقیمت است مردم دیگر کاری به شخصیت خود فرد ندارند و بدون آنکه بدانند کیست می گویند عجب پولدار است! همین ماشین و پولداری برای او یک امتیاز می شود. طبیعی است در چنین دنیایی چیزی جز اشیا، پوشاک، نوع آرایش، میزان ثروت و… نمی تواند افراد را به یکدیگر معرفی کند. بنابراین انسان ها برای آنکه به دیگران بگویند ما بزرگ هستیم افراط گرایی هم می کنند و همه اینها در نهایت به خودنمایی می رسد. دیگر قضاوت ها بر اساس شخصیت نیست، براساس ظاهر افراد است و ظاهر افراد شخصیت آنها را می رسازد. می بینید که با چنین ویژگی هایی جامعه ما دچار مصیبت فخرفروشی شده است. برای نجات از این اتفاق باید حد متعادل را رعایت کرد که رسیدن به این حد تعادل ساده به نظر نمی رسد.   همه مردم در مصرف گرا بودن جامعه نقش دارند یک روان شناس اجتماعی در این مورد می گوید: همه افراد جامعه در شکل گیری پدیده مصرف گرایی نقش دارند. مردم مصرف گرا از خارج کشور وارد ایران نشده اند. افراد مصرف گرا آدم های غریبه نیستند، تک تک ما هستیم که موجب شده ایم جامعه مان به عنوان یک کشور مصرف گرا شناخته شود. مصرف آب و گاز و برق و کاغذ و مواد غذایی مان را نگاه کنید، اگر بخواهیم درباره هر کدام از آنها آمار جهانی بگیریم ایران در صف ۵ کشور نخست بیشترین مصرف کننده ها قرار دارد.

می دانید در طول روز چقدر کاغذ دور ریخته می شود؟

چقدر آب هدر می رود؟

چقدر غذاهای دور ریز در کشور تولید می شود؟ اگر همه اینها را کنار هم بگذاریم متوجه می شویم که همه ما در این مصرف گرا بودن سهم داریم. بهتر است درباره این موضوع به قول معروف یک سوزن به خودمان بزنیم و یک جوالدوز به دیگران.   برای نجات از مصرف گرایی از فرهنگسازی شروع کنیم شاید مهمترین راهکار نجات از صفت مصرف گرایی، بهبود فرهنگ در این زمینه باشد. مصرف گرایی در جامعه تبدیل به یک فرهنگ شده است. متاسفانه در کشور ما اینطور باب شده که هر چقدر بیشتر لباس، ماشین، فرش، خانه، لوازم آرایشی، موادغذایی و… داشته باشی در طبقه بهتری از جامعه قرار می گیری و ارزش و احترامت نیز بالاتر می رود. برای همین عده ای برای آنکه به این طبقه برسند خودشان را به آب و آتش می زنند و همین اتفاق معضلات دیگری را به همراه خواهد آورد. بهتر است برای نجات از این منجلاب رسانه ها دست به کار شوند. روزنامه ها می توانند در زمینه مصرف گرایی و باورهای غلط آن گزارش ها و مقالات خوبی تهیه کنند؛  اینکه هر کسی از داشته هایش به اندازه نیاز و به درستی استفاده کند. به هر حال نسل آینده ای هم وجود دارد که می خواهد بعد از ما در این سرزمین زندگی کند. در این چند سال اخیر تا دلتان بخواهد کمپین های مختلفی به وجود آمده که برخی از آنها بسیار هم خوب است. چرا کمپینی با عنوان نه به مصرف گرایی راه نمی افتد؟ یکی از مهمترین نعماتی را که در این روزها داریم از دست می دهیم زمان است. زمان هایی که بیهوده برای چشم و هم چشمی، فخر فروشی و… صرف می کنیم می تواند برای اتفاقات بهتری صرف شود. برای محبت کردن، عشق ورزیدن، خواندن کتاب، دیدن فیلم، سفر کردن، در جمع خانواده بودن، با فرزندان و همسر و پدر و مادر و دوست همصحبتی کردن. چرا وقتی می توان از زمان به شکل بهتری بهره برد آن را برای مسائل پیش پا افتاده خرج می کنیم؟ کمی نسبت به این مسئله تامل کنیم. زمان هیچ وقت برنمی گردد، آن را درست مصرف کنیم. 

خبرگزاری مهر

دیدگاه خود را بیان کنید