معرفی199 فیلم برتر ایرانی چهل سال اخیر ژانر کودک و نوجوان ( سی و یکمین جشنواره فیلم کودک و نوجوان)

معرفی199 فیلم برتر ایرانی چهل سال اخیر ژانر کودک و نوجوان ( سی و یکمین جشنواره فیلم کودک و نوجوان)

به گزارش سلامت و مهر بیش از ١٢٠ منتقد و نویسنده سینمایی، از میان 198 فیلم سینمای کودک و نوجوان تولید و اکران شده چهل سال بعد از انقلاب، برترین‌های خود را انتخاب کرده اند.

198 فیلمی که در این نظرخواهی شرکت داده شده به شرح زیر است:  به ترتیب تاریخ تولید از سال 65 تا 98

1- خانه دوست کجاست-  عباس کیارستمی ( 1365) - 79 دقیقه

یک بچه‌مدرسه‌ای متوجه می‌شود که دفتر دوستش را به اشتباه برداشته‌است؛ بنابراین از خانه بیرون می‌رود تا او را پیدا کند و دفتر را به او پس دهد، اما راهی دشوار و دراز در پیش است و فرصتی اندک........

2- آلبوم تمبر- کیومرث پوراحمد ( 1365)

 محمد و كاظم كه در «رباط مهرجان» در نزديكي يزد زندگي مي كنند، دور از چشم پدر محمد ـ كه رئيس اداره پست و تمبر بازي قديمي است ـ از طرق مختلف، آ‌لبوم تمبر زيبايي فراهم مي آورند. محمد بيمار مي شود و آلبوم در خانه آنها گم مي شود. وي به كاظم ظنين مي شود و دوستي آنها از هم مي پاشد. چندي بعد، پدر محمد به يزد منتقل مي شود و در آستانه اسباب كشي، كاظم آلبوم تمبر را به خانه آنها مي آورد و آن را به خواهر محمد مي دهد. محمد در يزد آلبوم را مي بيند و از اينكه ظنش غلط نبوده است خوشحال مي شود. پس از مدتي، پدر آلبوم محمد را مي بيند و آن را برمي دارد. فرداي آ‌ن روز پدر دو آلبوم به محمد مي دهد و او را به جهت جمع آوري دور از چشم او، ‌سرزنش مي كند. محمد در مي يابد كه كاظم آلبوم تمبر ديگري تهيه كرده و آن را به خواهرش داده است. محمد عليرغم مخالفت اوليه پدر، عاقبت اجازه سفر به رباط مهرجان را مي گيرد و براي عذر خواهي از كاظم به آنجا مي رود.........

3- گاویار- کیومرث پوراحمد ( 1366)

جواد به توصیه عمویش گاویار (چوپان گاوها) حاج رسول می شود. حاج رسول از جواد راضی است تا اینکه کامیونی یکی از گاوها را زیر می گیرد. جواد به دنبال کامیون که نمونه آن در منطقه فراوان است راهی شهر می شود. پس از پرس و جو درمی یابد که کامیون شخصی به نام آقاخان گاو را هلاک کرده است و فرزندش نیز براثر شدت تصادم زخمی شده است. جواد خانه آقاخان را پیدا می کند و از او می خواهد که نزد حاج رسول برود و خود را مسبب مرگ گاو معرفی کند آقاخان نمی پذیرد و جواد را کتک می زند شب هنگام موقعی که آقاخان و همسرش قصد دارند با کامیون فرزندشان را به شکسته بند برسانند جواد کلید کامیون رابرمی دارد و چون آقاخان قول می دهد که روز بعد نزد حاج رسول برود کلید را پس می دهد. روز بعد آقاخان به دکه حاج رسول می رود. حاج رسول از او پولی مطالبه نمی کند. آقاخان با جواد روبرو می شود و دست او را محکم می فشارد...........

4- ماهی- کامپوزیا پرتوی ( 1366)

نوجوانی به نام جواد، که پدرش در زندان است، روز عید ماهی قرمزی به دست می آورد و به خانه می برد. مادر او را سرزنش می کند و می خواهد که ماهی را آزاد کند، زیرا معتقد است وقتی پدر در زندان است محبوس کردن ماهی شگون ندارد. جواد، که برای به چنگ آوردن ماهی با یکی از همسن و سال های خود گلاویز شده بوده است، با اکراه ماهی را از خانه می برد. پدر او به خانه باز می گردد..........

5- گال -ابوالفضل جلیلی (1365)

در سال ۱۳۵۷ نوجوان روزنامه فروشی به نام حامد زادراه به دلیل پخش اعلامیه بر ضد نظام سلطنتی دستگیر و روانه دارالتأدیب می‌شود. او به مرور خود را با نوجوانان بزهکار و رفتار خشن مسئولان دارالتأدیب وفق می‌دهد، اما در عین حال مسبب اعتراض به وضع بد بهداری، غذا و بلاتکلیفی خود نیز هست.............

6- نیاز- علیرضا داوود نژاد ( 1370)

داستان فیلم در مورد نوجوانی به نام علی است که پس از مرگ پدرش، تصمیم می‌گیرد نان‌آور خانه شود. علی پس از چند روز در چاپخانه‌ای مشغول به کار می‌شود. همزمان نوجوان دیگری به نام رضا نیز برای همان کار وارد چاپخانه می‌شود. با وجود درگیری‌های اولیه بین آن دو، به تدریج بین آنها پیوند عاطفی برقرار می‌شود.......

7- چکمه - محمد علی طالبی (1371)

سمانه با مادرش در یکی از محلات جنوب تهران زندگی می‌کند. او روزها به اجبار به محل کار مادرش به یک تولیدی می‌رود. شیطنت‌های سمانه باعث دلخوری مسئول کارگاه است و مادر ناچار او را چند روزی در خانه تنها می‌گذارد و برای مشغول نگه داشتن سمانه یک جفت چکمه‌ی قرمز می‌خرد. در اتوبوس یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود. مادر لنگه‌ی دیگر چکمه را دور می‌اندازد. پسرک همسایه که یک پای خود را از دست داده است، به دنبال یافتن لنگه گم شده می رود........

8- ایلیا نقاش جوان- ابوالحسن داوودی (1370)

ایلیا نوجوانی که علاقمند به فراگیری هنر نقاشی است از شهر خود به تهران می آید تا در هنرستان نقاشی مشغول به تحصیل شود. او ضمن مواجهه با پیچیدگی ها و سختی های زندگی در تهران و همین طور شرایطی که نقاشان دارند، پی می برد که برای موفقیت در این کار باید تجربه های زیادی کسب کند و شناخت عمیق تری از جامعه داشته باشد.......

9- دره شاپرک‌ها - فریال بهزاد(1370)

اخترشناس کهن‌سالی پس از تشخیص‌دادن تاریخ کسوف سه نوه‌اش به نام‌های رشید، جمشید و خورشید را به سرزمین اصلی می‌فرستد تا طلسم غول سنگی را که آسایش اهالی دره شاپرک‌ها را سلب‌کرده‌است، بشکنند. کوچک‌ترین برادر به نام خورشید شجاعانه با کوه غول سنگی به مبارزه بر‌می‌خیزد و به کمک دخترعمویش ترمه و بقیه بچه‌های آبادی، امنیت و شادی را به سرزمین اجدادی خود باز‌می‌گرداند........

10- راز چشمه سرخ- علی سجادی حسینی (1370)

افسانه و قصه هایی که مراد از بی بی اش شنیده او را در برخورد با واقعیت های زندگی دچار مشکل می سازد، به این ترتیب که او گاهی خود را به جای شخصیت های افسانه ها می بیند. روزی مردی باستان شناس که مراد او را راهزن می پندارد،‌ از مراد نشانی چشمه ی‌ سرخ را می پرسد و مراد راه را به او عوضی نشان می دهد. باستان شناس که دچار سردرگمی شده است، روز بعد به مراد می گوید برای دروغی که او گفته شاخ درخواهد آورد. شبی که مراد و خواهرش، به دلیل غیبت والدینشان با بی بی تنها هستند، مراد متوجه دو شاخ روی سر خود می شود. او بار و بنه ی‌ سفر می بندد و به خانه ی سینای کهن سال می رود که شباهت هایی به باستان شناس دارد. سینا عذرخواهی مراد را در صورتی می پذیرد که او از چشمه ی آب سرخ که مدت ها است جادوگری راه آن را بسته است، شیشه ای آب برای درمان دختر ناشنوایش بیاورد که قادر به خندیدن نیست. مراد با اسب و خنجری که سینا به او امانت می دهد به راه می افتد، اما جادوگر هر بار به شکلی در می آید و راه او را سد می کند. بچه های دیگر به کمک مراد می آیند و او با آزاد کردن یک کبوتر سفید زندانی به عمر جادوگر پایان می دهد. پس از این ماجرا مراد از خواب بر می خیزد و از بی بی سراغ پدرش را می گیرد...............

11- خمره - ابراهیم فروزش (1370)

خمره آب مدرسه ای در حاشیه کویر می شکند و بچه ها بدون آب می مانند. تلاش معلم برای به دست آوردن خمره ای دیگر نتیجه نمی دهد. زنی از اهالی روستا تصمیم می گیرد که این مشکل را حل کند…...

12- مشق شب - عباس کیارستمی (1367)

این فیلم تحقیقی است مصور دربارهٔ تکالیف شب بچه‌ها. فیلم از زبان خود بچه‌ها به طرح این موضوع می‌پردازد. بی اطلاعی آنها از روش‌های جدید تدریس و سیاست‌های آموزشی در مدارس، مهمترین مسائل در این زمینه هستند که در فیلم مطرح می‌شوند.

13- آهوی وحشی- حمید خیرالدین(1369)

علی معلمی است که از منطقه ای کویری به ناحیه ای کوهستانی تبعید می شود. در بین راه به گله ای گرگ برمی خورد و به روستایی پناه می برد. در آنجا مدرسه ای بنا می کند و با پسرکی به نام احمد، که دوتار می نوازد، آشنا می شود. روزی علی احمد را به دلیل سهل انگاری در انجام تکالیف مدرسه اش اخراج می کند. احمد به همراه خواهر کوچکترش نرگس سر به کوه می گذارد و در جنگل گم می شوند. اسفندیار، برادر احمد و نرگس، با معلم درگیر می شود. اما مش نادعلی، ریش سفید روستا و تفنگچی یاغی سابق، مانع می شود. معلم و مش نادعلی به دنبال بچه ها به جنگل می روند. مأموران ژاندارمری در پس شکایت اسفندیار معلم را دستگیر می کنند و به پاسگاه می برند. مش نادعلی بچه ها را پیدا می کند و به خانه ی خواهرشان می رساند. اسفندیار به تحریک خان درصدد کشتن معلم بر می آید، اما مش نادعلی مانع می شود. با آمدن احمد بی گناهی معلم ثابت و آزاد می شود..........


14-  بازی بزرگان- کامپوزیا پرتوی (1369)

در پي تهاجم ارتش عراق و اشغال يكي از شهرهاي كوچك مناطق مرزي غرب كشور، عده زيادي از اهالي شهر كشته مي شوند و زنده ها با شتاب و در زير بمباران، شهر را ترك مي كنند. تنها تعداد كمي از جوانان براي مقاومت در شهر باقي مي مانند. هنگام تخليه شهر، مريم دخترك هفت هشت ساله، در اثر ضربه اي موقتاً بيهوش مي شود و هنگامي كه به هوش مي آيد، شهر توسط ارتش عراق اشغال شده است. در جريان سرگرداني هاي مريم در شهر، به نوزاد پسري كه اتفاقي زنده مانده، برمي خورد و در همين حين با يونس پسرك ده يازده ساله اي كه او نيز از جريان تخليه شهر بازمانده و به مقاومت مسلحانه ادامه مي دهد، آشنا مي شود. آن دو به اتفاق تصميم مي گيرند جان نوزاد را نجات بدهند و در طي ماجراهايي به ناچار نقش پدر و مادر نوزاد را ايفا مي كنند. در فضاي وحشتبار شهر اشغال شده، مراقبت از او را برعهده مي گيرند تا بالاخره به علت گريه و سر و صداي نوزاد، محل اختفاي آنها توسط دشمن كشف مي شود و عراقي ها خانه را به توپ مي بندند. دخترك به همراه نوزاد به اسارت گرفته مي شوند، اما با كمك يك سرباز مهربان و انسان دوست عراقي، جانشان نجات داده مي شود و در محل مناسبي آزاد مي شوند. دخترك نوزاد را فرزند خودش مي داند و با او به دنبال سرنوشتشان راهي مي شود، يونس نيز به همراه پيرهاي بازمانده در شهر به اسارت عراقي ها درمي آيد...........

15- خانه در انتظار- منوچهری عسگری نسب (1366)

مادر و پسری که بخاطر بمباران و محاصره سوسنگرد از این شهر مهاجرت کرده اند و در اقامتگاه جنگ زدگان زنجان زندگی می کنند،‌ پدر خانواده را که در گرماگرم جنگ به اتفاق عبدو همسایه شان به آبادان رفته است، گم کرده اند و هیچگونه خبری از او ندارند. مادر با داشتن بچه مریض هر زمان ردپایی از عبدو به دست می آورد، به جستجوی او به راه می افتد تا شاید از این طریق بتواند خبری از شوهرش به دست آورد..........

16- پایان رویاها- محمد علی طالبی

فیلم روایتگر قصه پسر بچه ای است که به همراه خانواده خود در یکی از روستاهای شمالی کشور زندگی می کند و با آمدن اسبی به خانه آنها، پسرک علاقه شدیدی به اسب پیدا می کند. اما به واسطه اشتباهی که از او سر می زند دچار مشکلاتی می شود. او مشکل را ابتدا از خانواده خود مخفی می کند بنابراین مشکلات و دردسرهای او بیشتر می شود و...

17-بیست و یک روز بعد- محمدرضا خردمندان (1395)

ملودرامی اجتماعی از زندگی نوجوانی به نام «مرتضی» است که در راه تحقق آرزوی ناکام پدرش، با چالش‌های بسیاری روبه‌رو می‌شود. در خلاصه داستان این فیلم آمده‌است:  همیشه همین‌جوریه! آخرین بار هوا ابر شد. باد گرفت. درختا داشتن از جا کنده می‌شدن. اون‌قدر بارون شدید شد که سیل شهرو گرفته بود. پرنده‌ها دور و بر لونه‌هاشون جیغ می‌کشیدن. یکی از بچه‌ها قسم می‌خورد خودش دیده خورشید یکی دوبار نورش کم و زیاد شده… .

18- کلید- ابراهیم فروزش(1364)

مادری دو فرزندش امیرمحمد، پنج ساله، و نوزاد شش ماهه خود را در خانه آپارتمانی تنها می گذارد و به قصد انجام کاری بیرون می رود. در فاصله ای که مادر به خانه بازمی گردد دو کودک او به ویژه امیر محمد، با مشکلات فراوانی روبرو می شوند. مادربزرگ و همسایه ها که دو کودک را در خطر می بینند و نمی‌توانند به خانه راه یابند، بیرون آپارتمان ازدحام می کنند و هر کدام با راهنمایی خود می کوشند آن دو را از خطر برهانند. ..........

19- سایه‌های هجوم- احمد امینی(1371)

جلال و خانواده اش که در منطقه ای مرزی درخوزستان زندگی می کنند با شروع جنگ و مهاجرت همسایه ها تنها می مانند. هانیه، همسر دوم جلال، که در برقراری ارتباط با علی، فرزند جلال از همسر اولش، با مشکل رو به رو است از شوهرش به اصرار می خواهد که به منطقة‌ امنی مهاجرت کنند. جلال ناگزیر می پذیرد، اما در بین راه انفجارهای پیاپی آن ها را ناگزیر می سازد به خانه بازگردند. تلاش مجدد آن ها برای گریز از مهلکه به نتیجه نمی رسد، تا این که نیمه های شب پنج سرباز عراقی راه گم کرده وارد حریم خانه آن ها می شوند. جلال مصمم به مقابله است،‌ اما فشنگ های تفنگ قدیمی اش را در وانتش جا گذاشته. علی برای آوردن فشنگ ها از خانه خارج می شود و عراقی ها او را به اسارت می گیرند. هانیه موفق می شود به فشنگ ها دست یابد، و جلال سربازان دشمن را به کمک هانیه از پا در می آورد و خودش زخمی می شود. صبح روز بعد علی، خوشنود از حوادث شب قبل، هانیه را به عنوان مادر خوانده می پذیرد و همگی راه جاده ای را برای رسیدن به منطقه ای امن در پیش می گیرند.......

20- عیال وار- پرویز صبری(1371)

در جشن تولد خانم بزرگ علی، پسربچه ی شیطان خانواده، سر به سر دایی اش می گذارد و کیک تولد را از بین می برد. علی توسط پدرش در اتاقی حبس می شود و روز بعد اعضای خانواده، بدون علی، عازم سفر می شوند. دایی علی و مرد دیگری، که خود را به هیأت یک مهاراجه ی هندی درآورده، برای سرقت اشیای قیمتی خانه ی خانم بزرگ نقشه کشیده اند و خالی بودن خانه فرصتی مناسب برای اجرای نقشه ی آنها است. اما علی هربار با ترفندی مانع سرقت آنها می شود. از سوی دیگر پدر و مادر علی که نگران فرزندشان هستند از طولانی شدن سفر خود ناخرسندند. سرانجام مادر علی به کمک یک راننده ی تریلی، که با همسر و فرزندش عازم تهران هستند، راهی خانه می شود. در لحظه ای که علی با یاری باغبان پیر خانه موفق شده است دزدها را میان چند آینه ی رو در رو گرفتار کند مادرش به خانه می رسد...........

21-مریم و میتیل - فتحعلی اویسی (1371)

مریم یک دختر شش ساله است که خانواده‌اش را در جنگ از دست داده و در پرورشگاه زندگی می‌کند. او به فرشته (افسانه بایگان) که بچه‌اش را از دست داده و در ساختمان روبه‌روی پرورشگاه اقامت دارد علاقه دارد اما نسرین و همسرش می‌خواهند وی را به فرزندخواندگی قبول کنند، مریم هم برای رسیدن به فرشته تمام تلاشش را می‌کند تا آن را بدست آورد. ..........

22- نان و شعر- کیومرث پوراحمد(1372)

«مجید» که در نانوایی کار می‌کند، شعر می‌سراید و شعرهایش را برای چاپ به مجله‌ها می‌فرستد. او تصادفاً چند صفحه از رمان «بینوایان» هوگو را به دست می‌آورد و برای تهیهٔ خود کتاب به کتابخانه می‌رود. اما مسئولان کتابخانه به این دلیل که مجید عضو کتابخانه نیست کتاب را به او امانت نمی‌دهند. مجید یکی از کتاب‌های شوهر خواهرش آقاکمال را به کتابخانه می‌برد و با کتاب «بینوایان» عوض می‌کند، غافل از آن که لای کتاب آقاکمال یک چک ۶۳۵ هزارتومانی است. یک کارگردان تلویزیون کتاب را به امانت می‌گیرد، و مجید به دنبال کارگردان به محل فیلمبرداری می‌رود و کتاب را به دست می‌آورد، اما چک را نمی‌یابد. مجید از بیم توبیخ و تنبیه، دو شب در نانوایی می‌خوابد و سپس همراه بی بی به خانهٔ کارگردان می‌رود؛ اما باز به چک دست پیدا نمی‌کند. در این اثنا عکس و شعر مجید در مجله‌ای چاپ می‌شود و او که سر از پا نمی‌شناسد موضوع را با بی بی در میان می‌گذارد، اما بی بی او را شماتت می‌کند، مجید به انجمن شاعران شهر راه می‌یابد و یکی از شعرهایش را در انجمن می‌خواند. مجید و شعرش مورد توجه قرار می‌گیرد، و کارگردان که برای فیلمبرداری به انجمن آمده چک را به مجید بازمی‌گرداند و مجید چک را به آقاکمال تحویل می‌دهد و بی بی با مهربانی از مجید استقبال می‌کند. .............

23- افسانه دوخواهر- کامپوزیا پرتوی(1373)

«ماهرخک» و «گلابتون» دو خواهر هستند. آنها ضمن فرار از یک عروسی اجباری وارد جنگل می شوند و در جستجوی جوانی بر می آیند که می تواند نجاتشان دهد. اما پیش از آنکه جوان را پیدا کنند، در دام یک شکارچی پیر و مکاری می افتند که قصد دارد آنها را شکار کند. برای رهایی از این دام هر یک از آنها باید به خاطر دیگری از خود بگذرد......

24- بادکنک سفید- جعفر پناهی (1373)

زمان تحویل سال نو نزدیک است. راضیه از مادرش پول می‌گیرد تا برای سفره هفت سین ماهی قرمز بخرد، اما پولش بین راه گم می‌شود. او در جستجوی پول گمشده‌اش با کسانی آشنا می‌شود، کسانی که نمی‌توانند سر سفره هفت‌سین در کنارش باشند، اما هر یک به نوعی سعی می‌کنند تا راضیه را یاری کنند که به مقصودش دست یابد…

25- پایان کودکی - کمال تبریزی(1372)

خانواده اي روستايي كه در حال ساختن خانه ي نوساز خود هستند با حمله ي دشمن روبرو مي شوند. مردم به تدريج مجبور به ترك خانه و زندگي خود مي شوند و خانواده ي روستايي نيز خانه ي نوساز خود را ترك مي كنند. دشمن جاده ي اصلي را در اختيار دارد و مردم به ناچار از جاده ي اصلي منحرف مي شوند و به ميان دشت مي روند. اتومبيل خانواده ي روستايي در راه خراب مي شود و آنها ناگزير شب را در دشت مي گذرانند. نيمه شب گرگ گرسنه به آنها حمله مي كند و پدر گرگ ها را مي كشد. صبح روز بعد پدر اسلحه ي خود را به پسر نوجوانش هيوا مي سپارد و براي آ‎وردن آب به چشمه اي كه در آن اطراف است مي رود. او زخمي مي شود و همان جا از حركت باز مي ماند. سربازان و دشمن كه اتومبيل آنها را يافته به تعقيب زن و فرزندان مرد زخمي مي پردازد و هيوا پس از كشتن دو عراقي براي يافتن پدر به كنار چشمه آب مي رود...........

26- تیک تاک- محمد علی طالبی(1371)

مادر حسن برای تشویق فرزندش، که در کلاس دوم دبستان درس می‌خواند، ساعتی را که یادگار شوهرش است، به معلم می سپارد تا به حسن بدهد....

27- دت یعنی دختر- ابوالفضل جلیلی(1372)

شوان در یک مجتمع کارگری مسئول تهیه ی آذوقه و نگهبان وسایل زندگی کارگران اهل لرستان است. بلوط خواهر شوان دچار بهت زدگی می‌شود و پدر شوان برای مداوای دخترش او را به شهر می‌برد و به هر دری می‌زند؛ اما سرانجام بی آنکه نتیجه‌ای گرفته باشد دختر را به روستای محل سکونتش باز می‌گرداند............

28- دره هزار فانوس -احمد رضا گرشاسبی(1372)

قصه‌ی اول (دره هزار فانوس): خانم معلم جوانی پس از ورود به روستای تاران و راه اندازی کلاس درس با دانش آموزان پیوندی عاطفی برقرار می کند. او متوجه می شود که پسربچه ی خردسالی به رغم اظهار تمایل برای شرکت در کلاس از نزدیک شدن به معلم اجتناب می کند. معلم پس از کند و کاو در رفتار و احوال پسرک درصدد حل مشکل او برمی آید. .......

قصه‌ی دوم (غار چوپان): یک گروه مهندسی اکتشاف معدن وارد منطقه کوهستانی تاران می‌شوند. اعضای گروه از نزدیک شدن اهالی محل به کوه های موردنظر جلوگیری می کنند، تا این که یکی از مهندسان دچار سانحه ای می شود، و یکی از دانش آموزان او را نجات می دهد.........

قصه سوم (شکارچیان): یک شکارچی وارد تاران می‌شود و با پدر «کمال» به شکار کبک می‌رود. آنها بر اثر حمله ی گرگ و شلیک گلوله گرفتار بهمن و دچار مشکل می‌شوند. کمال با از خودگذشتگی مرد شکارچی را نجات می دهد......

29- عبور از تله- غلامرضا رمضانی(1372)

اسماعیل و لیلا و چند نفر دیگر به یک جواهرفروشی در بازار اراک دستبرد می زنند، اما با حضور مأموران جواهرها در موقع فرار سارقان به داخل یک چاه می افتد که به قنات شهر منتهی می شود. اعضای گروه برای دست یافتن به جواهرها سید موسی، مقنی قدیمی شهر، را با تهدید و تطمیع و گروگان گرفتن پسرش وادار به همکاری می کنند. داوود، که نگران بیماری پدرش است، و دوستش یدالله مشکلاتی برای سارقان فراهم می کنند. با وارد شدن استوار جلالی و سایر مأموران پلیس به ماجرا، سارقان دستگیر و سید موسی و داوود نجات می یابند.......

30- کلاه قرمزی و پسرخاله- ایرج طهماسب(1373)

کلاه قرمزی که بزرگ شده، مشغول تحصیل است اما بازیگوشی‌هایش سبب می‌شود تا از مدرسه اخراج شود. تلاش او برای اینکه شغلی به دست آورد نیز نتیجه‌ای عاید نمی‌کند، تا اینکه از طریق تماشای تلویزیون و ملاحظه برنامه آقای مجری تصمیم می‌گیرد تا روانه تلویزیون شود. کلاه قرمزی به تهران نزد پسرخاله می‌رود و با کمک او راهی تلویزیون می‌شود و در آنجا به خاطر علاقه زیادش به آقای مجری سعی می‌کند تا موانع راه ازدواج او را از بین ببرد اما مشکلاتی را باعث می‌شود........

31- کوچه و موزه- کاظم بلوچی(1373)

اپیزود اول: «مرضیه» دختر آقای «رحمانی» که 9 سال دارد و در کلاس سوم ابتدایی تحصیل می‌کند در مدرسه متوجه می شود که نام خانوادگی‌اش با «راضیه»، خواهر 6 ساله خود که امسال تازه به مدرسه رفته فرق دارد. این مسئله مشکلاتی را برای «مرضیه» و خانواده‌اش به وجود می‌آورد.....

اپیزود دوم: «حمید» پسر آقای «نادری» در اتفاقی کوچک متوجه می‌شود که پدر واقعی‌اش نام دیگری دارد و در عکسی که به دست می‌آورد پدر واقعی خود را در کنار پدر «مرضیه» در جبهه می‌بیند. «حمید» برای به دست آوردن نام و نشانی پدر واقعی خود تلاش می‌کند...

32- کوه جواهر - عبداله علیمراد(1373)

در ميان دالان‌هاي دراز و پيچ در پيچ بازار، يك زغال فروشي وجود دارد و پسر بچه‌اي در آن مغازه كار مي‌كند. اندكي آن سوتر مكان مجللي به چشم مي‌خورد كه توجه شاگرد ذغال فروش را جلب مي‌كند. آن جا به يك جواهر فروش تعلق دارد و شاگردي هم كنار او كار مي‌كند. شاگرد ذغال فروش ......

33- به خاطر هانیه- کیومرث پوراحمد(1373)

ناخدا علو با چهارده مرد دیگر برای صید به دریا می روند ولی همه به جز ناخدا صید دریا می شوند و مردم ناخدا را مسبب مرگ عزیزانشان می دانند و به او و خانواده اش حمله می کنند و در این بین دختر خردسال ناخدا هانیه فلج می شود،‌ ناخدا و خانواده اش تنگک را ترک می کنند و به بوشهر می روند. ناخدا علو نذر کرده که شب دهم محرم تا صبح دمام بزند تا هانیه شفا یابد اما مرگ امانش نمی دهد. پس از ناخدا پسر او تصمیم می گیرد تا نذر پدر را ادامه دهد تا شفای خواهر را بگیرد اما برای دمام زدن مشکل پیدا می کند. او در محرم مأمور می شود به تنگک برود و گهواره مراسم محرم را به بوشهر بیاورد. اما در تنگک خبر آمدن ناخدا علو به همه می رسد و این بچه ها برای انتقام دست بکار می شوند و بشیرو را آزار می دهند اما او با شهامت بسیار گهواره را به مقصد می رساند.او که به فکر دمام زدن تا صبح است، اتفاقی در انبار زائر خذر که وسائل محرم در آنجا نگهداری می شود زندانی می شود و بدین ترتیب موفق می شود که به دمام دست یابد و تا صبحدم دمام بزند و بدین ترتیب نذرش را ادا می کند....

34- قصه‌های بازار -عبداله علیمراد(1374)

قصه اول (طوطي و بقال): تعداد زيادي از نوجوان ها براي ديدن نمايش، گرد هم آمده اند. راوي، قصه بقالي را تعريف مي كند كه به طوطي اش بسيار علاقه مند است. طوطي كمك زيادي به بقال مي كند و در بازار هم محبوب است. روزي بقال از دست طوطي كه ظرف روغن را شكسته، خشمگين مي شود و با چوب تنبيه اش مي كند. طوطي كه موي سرش بر اثر تنبيه بقال ريخته، فكر مي كند ريختن موي سر ديگران هم بر اثر شكستن ظرف روغن و تنبيه شدن است.........
قصه دوم (ورود به دنياي عروسك ها): پسر نوجواني كه قسمت «طوطي و بقال» را ديده، وارد استوديوي عروسكي مي شود و درويش (يكي از عروسك ها) براي او مرحله هاي ساخت عروسك ها و فيلمبرداري عروسكي را توضيح مي دهد...........
قصه سوم (كوه جواهر): پسربچه اي كه در بازار شاگرد يك زغال فروش است، هنگام كار در روياي ثروتمند شدن فرو مي رود و از كار اخراج مي شود. پيرمرد جواهرفروشي پسربچه را استخدام مي كند و با خود به كوه جواهر مي برد. در آنجا، پيرمرد پوست گوسفندي به پسربچه مي پوشاند، تا عقابي او را به لانه اش در بالاي كوه ببرد. پسربچه، عقاب را فراري مي دهد و در قله، جواهراتي را براي پيرمرد به پايين پرتاب مي كند. اما پيرمرد جواهرات را برمي دارد و مي گريزد. پسربچه با عقاب ـ كه نوجوان هاي قبلي را قرباني كرده و لباس هايشان برجا مانده است ـ طرح دوستي مي ريزد و نجات پيدا مي كند. در بازگشت به بازار، به دوست نوجوانش كه نزد جواهرفروش به كار مشغول شده هشدار مي دهد و آن دو با كمك يكديگر جواهرفروش را به كوه جواهر مي كشانند و طعمه عقاب مي كنند. .........

35- شاخ گاو - کیانوش عیاری(1374)

امیر پسر نوجوان شهرستانی است که به قصد دیدار مادربزرگش برای اولین بار با قطار راهی تهران می شود، اما در داخل کوپه ی قطار مردی از خواب آلوده بودن امیر استفاده می کند و پول های او را به سرقت می برد. امیر تا متوجه می شود به دنبال مرد می رود و با اینکه شوهر خاله ی خود را می بیند، اما ترجیح می دهد که دزد پول ها را تعقیب کند، او در راه یافتن دزد با پسر بچه ای به نام نادر آشنا می شود که با فهمیدن موضوع به امیر قول می دهد که با کمک دوستانش، طی نقشه ای حساب شده، دزد را به دام بیاندازند. بچه ها به همراه امیر بعد از تعقیب و گریزی مفصل و طولانی بالاخره دزد را تحویل پلیس می دهند و امیر و پول هایش را به مادر بزرگ می رسانند.....

36- بچه‌های آسمان- مجید مجیدی(1375)

پسرکی به نام علی کفش‌های خواهرش را گم می‌کند. از آنجایی که زهرا کفش دیگری ندارد و پدر هم توانایی مالی خرید کفش نو را ندارد، قرار می‌گذارند که صبح‌ها زهرا کتانی علی را بپوشد و ظهر علی با کتانی به مدرسه برود. با وجود تلاشی که زهرا برای به‌موقع رساندن کفش‌ها می‌کند، اما علی هر روز دیر به مدرسه می‌رسد تا این که...

37- تعطیلات تابستانی- فریدون حسن پور(1374)

رامین و امین دو برادر دوقلو هستند كه تفاوت های زیادی با هم دارند. رامین بازیگوش است و هر سال تجدید می آورد و امین درس خوان و تیزهوش است. امتحانات آخر سال است و پدر به رامین می گوید كه امسال هم اگر تجدید شود باید به تعمیرگاه استاد كمال برود...

38- کیسه برنج- محمد علی طالبی (1375)

یک پیرزن و یک کودک پنج ساله که هر یک در جستجوی خواسته ی خود هستند با یکدیگر همراه می شوند. آنها ناخواسته در معابر شلوغ تهران گم می شوند. مردم شهر سعی می کنند به آن دو کمک کنند، اما معلوم نیست که آنها بتوانند از این دردسر خلاص شوند...

39- خواهران غریب -کیومرث پوراحمد(1374)

نسرين و نرگس دو خواهر دو قلو كه هرگز يكديگر را نديده اند و نمي شناسند در يك برنامه تفريحي كه براي مدارس برگزار شده با هم برخورد مي كنند، آن ها با جستجو در مي يابند كه والدينشان سال ها پيش جدا شده اند و حالا پدر قصد ازدواج دارد. نرگس و نسرين تصميم مي گيرند جاي خود را با هم عوض كنند، نسرين نزد مادر و نرگس نزد پدر مي رود ولي بعد براي آشتي دادن پدر و مادر تصميم مي گيرند خود را مخفي كنند در حاليكه مادر از ماجراي عوض شدن و بعد هم گم شدن آنها مطلع مي شود و با پدر بچه ها تماس مي گيرد و به جستجوي بچه ها مي روند در حاليكه آن ها نزد مادربزرگ پدري مخفي شده اند، مادربزرگ خبري به پدر و مادر نمي دهد و آنها باز هم به جستجو مي پردازند و در كشاكش جستجو با هم آشتي مي كنند و خواهران دو قلوي غريب به هم مي رسند. .....

40- پدر -مجید مجیدی (1374)

مهرالله بعد از فوت پدرش، برای تأمین خانواده اش در شهر دیگری به کار مشغول می شود، اما هنگامی که به دیدن مادر و خواهرش باز می گردد می فهمد که مادرش با مرد مهربانی که ژاندارم است ازدواج کرده...

41- مادرم گیسو- سیامک شایقی(1374)

همسر منوچهر، هنگام زایمان می میرد. چند سال بعد، او که با دو دخترش زندگی می کند، برای مؤسسه هنری اش منشی جدیدی به نام گیسو استخدام می کند. گیسو توجه منوچهر را جلب می کند اما دختر جوان منوچهر از این موضوع خوشحال نیست. او با کمک نامزدش داوود، که در مؤسسه هنری منوچهر درس بازیگری می دهد، گیسو را تعقیب می کند و درمی یابند که او نشانی خانه اش را اشتباه گفته است. سرقت در مؤسسه هنری نیز بیشتر نگاه ها را به سوی گیسو برمی گرداند. اما با تحقیقات پلیس معلوم می شود که سارق، منشی قبلی مؤسسه بوده است. درست وقتی که همه چیز برای ازدواج منوچهر با گیسو مهیا شده، کمند درمی یابد گیسو یک پسر ناشنوا از ازدواج قبلی اش دارد که وجودش را پنهان کرده است. پسر گیسو از محل نگهداری کودکان ناشنوا می گریزد و این باعث عذاب وجدان کمند و تغییر نظرش نسبت به گیسو می شود. هنگام اجرای یک نمایش خیابانی توسط اعضای مؤسسه هنری، پسر گیسو که به تماشا ایستاده، پیدا می شود و گیسو در کنار منوچهر و خانواده او زندگی تازه ای را شروع می کند.....

42- ماه مهربان- قاسم جعفری (1374)

حمید شفیعی پس از مرگ همسرش مهتاب، زندگی جدیدی را با فرزند او آرش شروع می کند. معتمدی عموی آرش که در خارج از کشور به سر می برد برای بردن آرش به ایران باز می گردد. حمید با مراجعه به وکیل، او را در جریان قرار داده و از او تقاضای کمک می کند. وکیل جوان (مرادی) نیز با مراجعه به استاد خود موضوع را مطرح کرده و با او مشورت می کند غافل از اینکه استاد وکیل معتمدی نیز هست. دادگاه پس از برگزاری جلسات مختلف رأی نهایی را صادر کرده و آرش را به معتمدی واگذار می کند. سرانجام مرادی بطور اتفاقی در جریان ارتباط استاد خود و معتمدی قرار گرفته و معتمدی را از قصد خود منصرف می سازد. معتمدی به خارج از کشور رفته و حمید نیز با خواهر مهتاب (مینا) ازدواج می کند.........

43- مسافر جنوب - پرویز شهبازی(1375)

رضا نوجوان اهوازی برای گذراندن تعطیلات نوروزی و دیدار از اقوامش راهی تهران می شود. او در قطار با پیرزنی آشنا می شود که برای سفر به آلمان و دیدار از فرزندش عازم تهران است. در تهران پیرزن به خاطر ناراحتی قلبی نمی تواند به آلمان پرواز کند و رضا او را در بیمارستان بستری می کند...

44- مینا و غنچه -محمد حسین پور(1375)

در خانواده کمالی، مینا در انتظار تولد نوزادی است که قرار است مادرش او را به دنیا بیاورد. مینا در خیال خود نوزاد را دختر تصور می کند تا نام غنچه را بر او بگذارد. اما نوزادی که به دنیا می آید برخلاف پیش بینی مینا پسر است. مینا که تحمل حضور برادر را ندارد، دست به بدرفتاری می زند، ماجراهایی پیش می آید که نهایتاً به پذیرش مینا از واقعیت منتهی می گردد....

45- یک داستان واقعی- ابوالفضل جلیلی (1374)

جلیلی در جستجوی پسربچه ای برای بازی در فیلم جدیدش پسر ساعت بیش از سه ماه جستجو می کند اما چهره مطلوب خود، یک نوجوان سیزده ساله با نام احمد که کارگر نانوایی است، می یابد. وقتی مهدی اسدی (دستیار جلیلی) به سراغ او می رود، او را از کارگاه اخراج کرده اند. جلیلی در جستجوی او، به محل اقامتش می رود و نظرش را برای بازی در فیلم جلب می کند، اما بعداً می فهمد که احمد دچار مشکل و بیماری است. از این پس، جلیلی کارش را رها کرده و در پی درمان مشکل او برمی آید...

46- کمین- حمید خیرالدین (1375)

یک مربی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در راه رفتن به یکی از روستاهای غرب کشور توسط اشرار به اسارت گرفته می شود. همزمان با اقدام نیروهای انتظامی، بچه های مدرسه نیز برای نجات مربی خود دست به کار می شوند...

47- قله دنیا- عزی اله حمید نژاد(1374)

در پی شوق و اشتیاق نوجوانان بسیجی برای حضور در منطقه، «علی» و «حمید»، دو نوجوان، به هر دری می زنند تا خودشان را به منطقه برسانند و در این میان اتفاقی رخ می دهد و این امر ممکن می شود، اما آنها عملاً با مشکلات متعددی روبرو می شوند، اما مقاومت می کنند...

48- تنگنا -علی درخشی(1374)

غلامحسين نوجواني كه به علت فوت پدر مجبور به كار در يك فروشگاه لوازم برقي است روزي در اثر حادثه اي موجب شكسته شدن يك تلويزيون مي شود. فريدون شاگرد مغازه ي مجاور به غلامحسين كمك مي كند تا آقا رضا صاحب مغازه  از موضوع با خبر نشود. اما بعداً به واسطه ي نگفتن موضوع تلويزيون به ديگران از غلامحسين اخاذي مي كند. زماني كه مادر غلامحسين از موضوع مطلع مي شود، او را وادار مي كند تا سربلند باشد و زير بار حرف زور نرود و بالاخره غلامحسين تصميم مي گيرد در مقابل فريدون بايستد و اين فكر را عملي مي كند. او با نوشتن نامه اي موضوع را به آقارضا اطلاع مي دهد اما همزمان در مي يابد كه صاحب مغازه قبلاً همه چيز را مي دانسته است....

49- بال‌های سفید- مهدی و ناصر هاشمی (1377)

تعدادی از دانشجویان رشته بازیگری به دیدن یکی از استادان رشته تعزیه خوانی می‌روند. استاد در این دیدار ماجرای نوجوانی به نام مراد را برای دانشجویان اینطور نقل می‌کند که مراد نوجوانی بوده که بسیار به رشته شبیه خوانی در مراسم امام حسین علاقه داشته و همیشه آرزو داشته که در این مراسم در نقش حضرت قاسم ظاهر شود. سرانجام موقعیتی به وجود می‌آید تا مراد بتواند ایفای نقش کند. او برای اینکه بهتر بتواند نقش خود را بازی کند، تصمیم می‌گیرد که خود را در شرایط یاران امام حسین در روز عاشورا قرار دهد. برای همین هم چند روزی را با تشنگی تمرین می‌کند تا بالاخره یک روز در حال تمرین نقش خود بیهوش می‌شود. نقل استاد که به اینجا می‌رسد همه دانشجویان تحت تأثیر قرار می‌گیرند و شناخت بهتری از نمایش شبیه خوانی پیدا می‌کنند. ....

50- پسر مریم -حمید جبلی(1377)

رحمان مؤذن نوجوان روستا با دیدن تابلوی تازه حضرت مریم که برای کلیسای روستا آورده شده، به یاد مادر خود می‌افتد. کشیش پیر برای آماده شدن کلیسا برای مراسم مذهبی، تصمیم می‌گیرد راه قنات قدیمی نزدیک کلیسا را باز کند. رحمان به او کمک کرده، اما پدرش او را سرزنش می‌کند. وقتی پدر رحمان برای تهیه وسایل لازم جهت مراسم ماه محرم از روستا بیرون می‌رود، رحمان هنگام اذان گفتن متوجه کشیش می‌شود که قصد نصب صلیب روی بام کلیسا را دارد ولی از نردبان می‌افتد و آسیب می‌بیند. رحمان کشیش را به بستر می‌برد و کشیش شمارهٔ تلفن برادرش ژرژ را به او می‌دهد. رحمان، برادر کشیش را تلفنی نمی‌یابد و به ارومیه می‌رود تا او را پیدا کند و در این مدت داوود دوست نابینایش را مأمور مراقبت از کشیش می‌کند. رحمان و ژرژ به روستا می‌آیند و ژرژ برادرش را به بیمارستان می‌برد و در غیاب کشیش، رحمان و داوود از کلیسا مراقبت می‌کنند. آن‌ها همه چیز را برای مراسم مذهبی کلیسا آماده می‌کنند، اما ژرژ خبر مرگ کشیش را می‌آورد. او کارت پستالی از حضرت مریم برای رحمان می‌آورد که کشیش آنرا قبل از مرگ، برای رحمان تهیه کرده بود....

51- موشک کاغذی- فرهاد مهرانفر(1375)

«هاشم حاکم زاده» مأموریت دارد تا فیلم های فرهنگی را در روستاهای دور افتاده نمایش بدهد. او در یکی از این سفرهایش رضا پسرش را نیز با خود به همراه می برد. رضا طی حوادثی که در این سفر برایش پیش می آید با جنبه های دیگری از زندگی، شخصیت پدر و ابزار کارش، یعنی سینما، آشنا می شود...

52- دبستان حاجی باشی - مهرداد اسکویی(1377)

یک معلم جدید وارد مدارس شلوغ و ناسازگار می شود. جهت برخی تغییرات ....

53- یکی کم است- عبداله علیمراد (1376)

پسرک تنبل روستایی با روزی یک تخم مرغ که از مرغش بدست می آورد روزگار می گذراند او دچار حرص و طمع شده و به روزی یک تخم مرغ قناعت نمی کند و ....

54- تولد یک پروانه- مجتبی راعی(1376)

اپیزود اول فصل اول:

تولد آقا اسماعیل با زن بیوه ای که یک پسر و یک دختر دارد ازدواج می کند و منتظر به دنیا آمدن فرزندش می باشد اما همسرش موقع وضع حمل از دنیا می رود. مرد که با پسر نوجوان زنش تا به حال ارتباط خوبی نداشته با او دوست می شود و پسر هم سعی می کند او را تسلی دهد. ......

فصل دوم: راه ماندنی پسربچه ای که نذر دارد به امامزاده برود و برای شفای مادربزرگش دعا کند، با زحمت بسیار همراه اهالی روستا به امامزاده می رسد. در امامزاده با دیدن خادم آن جا، کربلایی محمد درمی یابد که قبل از رسیدن به امامزاده مورد لطف قرار گرفته است..........

فصل سوم: پروانه یک معلم قرآن به روستایی آمده تا بچه ها را آموزش قرآن دهد. پیشگویی های معلم در مورد مسائل مختلف مردم و روستا چندین بار درست در می آید و وقتی سیل روستا را تهدید می کند روستاییان از معلم می خواهند که با دعا سیل را برگرداند ولیکن معلم تلاش می کند تا به مردم بفهماند که او توانایی هر کاری را ندارد و باید از راه دیگری جلوی سیل را بگیرند. اما روزی معلم به یکی از شاگردانش سیدرضا که موقع قرآن خواندنش پروانه ها اطرافش را می گیرند به شوخی پیشنهاد می کند که برای زود رسیدن به کلاس، از روی آب رفت و آمد کند و خود به چشم می بیند که سیدرضا روی آب راه می رود. آن زمان به عقیده ی مردم نسبت به خودش پی می برد....

55- چرخ - غلامرضا رمضانی(1376)

علیرضا کودک ناسازگار و بازیگوش خانواده ای است که پدر، رنج دست فروشی می کشد و مادر، زحمت خانه داری. پدر، علیرضا را با سفر درون شهری خود همراه می کند، اما به گونه ای غیرمتعارف. در این سفر، دوست علیرضا ناظر ایشان است و مترصد فرصتی برای عرض اندام. چرخ زندگی، این سه تا را تا آنجا پیش می برد که .....

56- ابراهیم- حمیدرضا محسنی(1375)

ابراهیم اکبری، نوجوانی که برای جوانی به نام بهزاد در مجسمه‌سازی کار می‌کند، بی آنکه موفق شود دستمزدش را به طور کامل از بهزاد بگیرد کارش را رها می‌کند...

57- دان- ابوالفضل جلیلی(1376) Don 1998

این فیلم داستان پسری که به خاطر نداشتن شناسنامه و هویت دچار مشکلاتی در زندگی خود می‌شود و به کشف حقایق رومی‌آورد....

58- سفر  شبانه- خسرو معصومی (1376)  Night Travel

علی نوجوان ساکن بخش باهو در بندرگز، خبر ناپدید شدن پدر رزمنده اش را در جبهه می شنود. مادر باردار علی با شنیدن این خبر دچار بحران روحی می شود و سلامت فرزند آینده اش به خطر می افتد. پزشک حضور پدر را بالای سر مادر ضروری اعلام می کند و پدربزرگ علی که سوزنبان قطار است، برای رفتن به آبادان به امید یافتن پسرش مرخصی تقاضا می کند. وقتی با تقاضای مرخصی پدربزرگ به دلیل نبودن جانشین موافقت نمی شود، علی شبانه سوار قطاری می شود تا به آبادان برود. در راه مأموران قطار چند بار او را پیاده می کنند و به ایستگاه تحویل می دهند؛ اما او هر بار می گریزد و سرانجام با همراهی یک زوج پیر به مقصد می رسد. پس از مدتی جستجوی بی نتیجه علی را بار دیگر تحول راه آهن می دهند تا با قطاری برگردانده شود. درراه قطار مورد بمباران نیروهای عراقی قرار می گیرد و علی از این فرصت استفاده می کند تا با یک وانت خود را به جاده آبادان برساند. اما جاده بسته است و این بار او پنهانی سوار آمبولانسی می شود که راننده اش صالح نام دارد. صالح به علی کمک می کند تا پدرش را که به علت موج انفجار دچار فراموشی شده، در یکی از بیمارستان های تهران پیدا کند. هنگام بازگشت با قطار، علی عکس های خودش را به پدر نشان می دهد و با نشان دادن قرقره ای که او قبلاً برایش خریده بود، سبب می شود پدر او را بازشناسد.....

59- شهردارمدرسه -محمد باقر خسروی (1376) Mayor of the school

گروهی از دانش آموزان یک مدرسه ی راهنمایی با کمک و همیاری مدیر و ناظم مدرسه تصمیم می گیرند در انتخابات شهردار مدرسه شرکت کنند. یکی از دانش آموزان اما به دلیل ناراحتی قلبی در بیمارستان بستری می شود. همکلاسی ها به این خاطر در جستجوی راهی برای شرکت دادن او در انتخابات بر می آیند.....

60- مرد کوچک- ابراهیم فروزش (1376) Little Man 2006

محمدعلی صفری پسربچه ده دوازده ساله ای است که همراه با خانواده اش در روستایی در شمال کشور زندگی می کنند. همه اعضای خانواده برای امرار معاش تلاش می کنند. مادر صنایع دستی درست می کند، پدر زغال فروش است و پدربزرگ کشاورزی می کند. زمانی که پدر برای کسب درآمد بیش تر خانه را ترک می کند، محمدعلی که خود را در مورد وضع زندگی مادر و خواهرانش مسؤول می داند با کمک پدربزرگش شروع می کند به آبادکردن یک تکه زمین بی مصرف. مادر محمدعلی به شدت با این کار مخالف است و درس خواندن را برای پسرش واجب تر می داند. به رغم تلاش های او و سخت گیری های معلم مدرسه، محمدعلی به کار روی زمینش ادامه می دهد. این کار باعث می شود از درس های مدرسه اش عقب بیفتد و علاوه بر مادر با معلمش هم دچار مشکل شود. محمدعلی در کارنامه ثلث اولش فقط از درس کاردستی نمره نیاورده بنابراین می خواهد در امتحان ثلث بعدی کاردستی خوبی درست کند. جالیز محمدعلی به خاطر تلاش های او به ثمر رسیده و پر از انواع صیفی جات است. او هندوانه رسیده ای را برای مادرش می برد و مادر هم با دیدن دسترنج پسرش او را می بخشد. او با یکی از کدوهای جالیزش آدمکی به عنوان کاردستی درست می کند، اما غفلت او باعث می شود که گاوها کاردستی اش را بخورند. سر کلاس پس از توبیخ معلم، محمدعلی کلاس را ترک می کند. حسین که در کلاس شاگرد ضعیفی است و همیشه مورد تمسخر بچه ها قرار می گیرد و یک بار هم با محمدعلی دعوایش شده، بعد از بیرون رفتن محمدعلی از کلاس نی او را که جا مانده برایش می برد. محمدعلی هم نی را به او می بخشد و کدورت میانشان از بین می رود. محمدعلی هنوز به خاطر کاردستی اش ناراحت است، اما یک روز معلم و بچه ها به دیدن جالیز او می آیند و معلم با دیدن میوه های او به درس کاردستی اش نمره بیست می دهد....

61- ننه لالا و فرزندانش- کامپوزیا پرتوی (1375) Nane Lala and Her Children

علی پسر ننه لالا یک سالی است که برای کارگری به ژاپن رفته، اما بیشتر از شش ماه است که از او خبری نیست. حالا همه اهل محل، به خصوص بچه ها می دانند که ننه لالا چقدر بی تاب است و آرزوئی جز یافتن خبری از پسرش ندارد. در یک بعدازظهر گرم آفتابی، که همه بزرگترها برای مراسم تدفین یکی از اهالی محل به گورستان رفته اند، ناگهان تلفن منزل امیر پسرک ده دوازده ساله زنگ می زند. در آن سوی سیم علی است و می خواهد با مادرش حرف بزند. او می گوید یک ساعت دیگر مجدداً تلفن می کند و از امیر می خواهد در این فاصله، مادرش را پای تلفن بیاورد. اما مشکل از آنجا آغاز می شود که امیر در خانه تنها است و پدر و مادرش تمام درهای خانه را قفل کرده اند تا او از خانه خارج نشود و برای امتحان تجدیدیش درس بخواند. امیر از طریق پنجره مشرف به کوچه، بچه های محل را خبر می کند و آنها راه های مختلفی را که در عین خطرناک بودن، با مزه و شیرین هم هستند امتحان می کنند تا ننه لالا را به تلفن برسانند. ...

62- رنگ خدا -مجید مجیدی (1375) The Color of Paradise

محمد رمضانی فرزند نابینای هاشم که در مدرسه نابینایان تحصیل می‌کند برای گذراندن تعطیلات به خانه بازمی گردد...

63 - دختری با کفش‌های کتانی - رسول صدر عاملی(1377)  The Girl in the Sneakers

آیدین و تداعی که در پارک با هم آشنا شده بودند در حین گردش در پارک توسط مأمورین نیروی انتظامی متوقف شده و به کلانتری برده می‌شوند. با تشکیل پرونده و تا برگشت آن از دادسرا آیدین در کلانتری مانده و تداعی نیز برای تحقیقات به پزشکی قانونی منتقل می‌شود و...

64- کودک و سرباز - رضا میرکریمی (1377)  The Child and the Soldier

آیدین و تداعی که در پارک با هم آشنا شده بودند در حین گردش در پارک توسط مأمورین نیروی انتظامی متوقف شده و به کلانتری برده می‌شوند. با تشکیل پرونده و تا برگشت آن از دادسرا آیدین در کلانتری مانده و تداعی نیز برای تحقیقات به پزشکی قانونی منتقل می‌شود و...

65- زمانی برای مستی اسبها-بهمن قبادی (1378)  A Time for Drunken Horses

ایوب، که در میان قاچاقچیان مرزی ایران و عراق، در روستایی نزدیک مرز عراق زندگی می کند، با مرگ پدر، مجبور به مراقبت و نگهداری از سه خواهر و برادر بیمارش «مادی» است. پزشک روستا به ایوب می گوید که دیگر هیچ دارویی نمی تواند مادی را درمان کند و اگر عمل جراحی نشود تا سه یا چهار هفته دیگر می میرد. ایوب برای به دست آوردن هزینه عمل جراحی تلاش بیشتری خواهد کرد...

66- بچه‌های نفت-ابراهیم فروزش (1378)Oil Children   

اسماعیل هر روز همراه دوستانش از روی لوله های نفت، فاصله بین روستا تا مدرسه را طی می کند. این در حالی است که مادرش زندگی او و دو خواهرش را در غیاب پدر که برای یافتن شغل بهتر راهی کشورهای جنوب خلیج فارس شده است به سختی و در تنگدستی اداره می کند. مادر اسماعیل برای کسب معاش و هزینه های زندگی به هر کاری از جمله جمع آوری نفت سیاه به طور قاچاق دست می زند تا ضمناً بدهی های شوهرش را به نزول خواری به نام خیرالله بپردازد و تنها سرمایه شان یعنی یک الاغ کور را از گرو درآورد. اسماعیل نیز در این راه یاری رسان اوست و از گل فروشی گرفته تا شرط بندی با دوستان هم مدرسه ای اش را پیشه می کند تا بخشی از هزینه های خانواده را به عهده بگیرد. اما واگذاری منزل به خیرالله جهت پرداخت مانده بدهی پدر از سوی مادر و کوچ خانواده باعث می شود که اسماعیل برای پرداخت این بدهی سخت به تکاپو بیافتد و در جریان یک شرط بندی از روی لوله های نفت یک دره عمیق گذر کند. سرانجام او موفق از این میدان بیرون می آید.......

67-  مربای شیرین- مرضیه برومند (1380) Sweet Jam

جلال نوجوان، هر چه سعی می‌کند نمی‌تواند در شیشه مربا را باز کند، از مادر، همسایه، دوستان، معلمان و بقال محله کمک می‌طلبد اما هیچ‌کس قادر به باز کردن آن نیست و سرانجام مشخص می‌شود تمام شیشه‌های کارخانه مرباسازی همین شکل را دارند. جلال که از برخورد توهین‌آمیز عوامل کارخانه ناراحت است با کمک یک دوره گرد نان خشک جمع کن از آن‌ها شکایت می‌کند، ولی مسئولان کارخانه به جای رفع مشکل، مسابقه‌ای با موضوع باز کردن در شیشه مربا برگزار می‌کنند. این تمهید فریب کارانه باعث فروش بالای مرباها می‌شود اما جلال با شرکت در یکی از مسابقه‌ها به افشاگری علیه کارخانه می‌پردازد و مدیران آن را به اتلاف سرمایه ملی متهم می‌کند. این مسئله باعث هشیاری و اعتراض عمومی می‌شود و کارخانه هم در اثر شکایت جلال در آستانه تعطیلی قرار می‌گیرد، ولی مسئولان کارخانه با تطمیع و رشوه دوباره فعالیت خود را از سر می‌گیرند و با طراحی شیشه‌های جدید به عرضه محصولاتشان می‌پردازند. در پایان جلال و دوستانش به کارخانه می‌روند و از مدیر آن می‌خواهند که از آن‌ها عذرخواهی کند.....

68- خواب‌های دنباله دار- پوران درخشنده (1388) Endless Dreams

ریحانه 8 ساله موجب پیدا شدن معلم گم شده‌اش می‌شود و حوادثی را به دنبال می‌آورد ...

69-آوازخوان - کاظم معصومی (1379) Singer

خانم جوانی که خود را کتی معینی، خبرنگار شبکه ی تلویزیونی ZDF آلمان معرفی می کند، در حین برگزاری جشن خرما در ارگ جدید بم به تماشای کنسرت میلاد، پسر دوازده ساله ای که خواننده ی آهنگ های اصیل ایرانی است می رود….

70- تارزن و تارزان - علی عبدالعلی راد (1380) Tar Musician and Tarzan

سهند آذرنيا پيرمردي است كه كارخانه ساخت اسباب بازي دارد. او بسيار علاقمند به ساخت عروسك هائي است كه ريشه در قصه هاي ايراني دارند، اما مدير فروش كارخانه كه پسر خواهر زن پيرمرد (سلم قلي) نيز هست سخت علاقمند توليد اسباب بازيهاي غربي است به همين دليل سعي مي كند با طرح نقشه دزديدن صاحب كارخانه، به اهداف خود برسد. عروسك ها و ساوالان (پسر برادر پيرمرد) با كمك دختر پيرمرد كه بيوه شده و با دختر كوچكش زندگي مي كند به دنبال پيرمرد مي گردند و بالاخره دختر طي عملياتي موفق مي شوند او را نجات دهند و مدير فروش و همدستانش را دستگير مي كنند. بدين ترتيب ساوالان، هم جانشين پيرمرد و هم داماد او مي شود....

71- تو آزادی- محمد علی طالبی (1379)    You Are Free 2000

محسن قادري و سهراب در زمره مددجويان كانون اصلاح تربيت هستند كه در آستانه آزادي مي باشند ولي اولياي آنان براي تحويل گرفتنشان نيامده اند چرا كه سهراب اصلاً پدر و مادر ندارد و محسن هم كه پدر دارد به دليل نامعلومي از وي بي خبر است. مدير كانون سعي مي كند مسئله اين دو مددجو را حل كند از همين رو به كمك يكي از مددكارها سهراب به يكي از مراكز سرپرستي سازمان بهزيستي انتقال مي دهد و خود به همراه محسن عازم اصفهان يعني محل سكونت خانواده او مي شود. در طي راه محسن همه آرزوها و رؤياهايش را براي مدير كانون باز مي گويد و رابطه صميمانه و دوستانه اي مابين آن دو به وجود مي آيد هنگامي كه به خانه محسن مي رسند متوجه مي شوند نامادري چندان رغبتي به بازگشت او به خانواده ندارد و همسرش يعني پدر محسن را وادار مي سازد تا وي را از خانه بيرون كند. مدير كانون محسن را با همان اتومبيلش به تهران بازمي گرداند در حالي كه ديگران شادي و سرزندگي را در او شاهد نيست. در يك غفلت مدير محسن فرار مي كند ولي به زودي او را در ميان بچه هاي خياباني كه گرد آتش مي خوانند و مي رقصند مي يابد.....

72- پاتال و آرزو‌های کوچک- مسعود کرامتی (1368) Patal and Small Wishes

موجودی عجیب به نام «پاتال»، از میان کره جغرافیایی که مادر «وحید» برای او خریده، بیرون می آید تا به جبران محبت «وحید» آرزوهای او را برآورده سازد. به مدد نیروی شگفت انگیز «پاتال» آرزوی «وحید»، خواهرش «شیرین» و دوستانش «محسن» و «حمید» برآورده میشود. «وحید» به جای پدر به اداره می رود و پدر به جای او به مدرسه. مادر، دخترک کوچکی می شود و «شیرین» جای او را می گیرد. « محسن» اکنون هر چه بگوید بزرگترها اطاعت می کنند و کاملا بر خلاف گذشته همه بزرگترها « حمید» را از خوردن منع نمی کنند و حتی به او دستور می دهند که بیشتر بخورد! ولی در پایان همه بچه ها بازگشت به شرایط قبل از ورود « پاتال» را آرزو می کنند.....

73- علی و دنی -وحید نیکخواه آزاد (1379) Ali and Danny

دني نوجواني انگليسي كه بازيگر سينماست،‌ براي يكي از بستگانش ماجراي سفرش به اصفهان را تعريف مي كند: دني كه فيلمي در جشنواره كودك دارد همراه با كارگردان و چند نفر ديگر به اصفهان مي آيند و با علي كه او هم بازيگر است، هم‌اتاق مي شود. علي و دني در ابتدا با هم اختلاف دارند و كارشان حتي به مشاجره مي كشد، اما وقتي كه فيلم هايشان در جشنواره به نمايش درمي آيد، با هم دوست مي شوند. روزي كه آنها براي گردش به بازار اصفهان رفته اند بر اثر يك سوءتفاهم باز هم مشاجره مي كنند. دني از دست علي فرار مي كند و گرفتار گروهي قاچاقچي مي شود كه قصد دارند سكه هاي عتيقه را از كشور خارج كنند. علي نيز در جست و جوي دني گرفتار همان گروه قاچاقچي مي شود. علي كه متوجه مي شود آنها قصد دارند سكه ها را به خورد يك كودك افغاني بدهند و بعد او را بكشند كمك مي كند تا او فرار كند. قاچاقچي ها خشمگين مي شوند و تصميم مي گيرند براي قاچاق سكه ها از علي استفاده كنند. علي و دني فرار مي كنند و دو نفر از قاچاقچي ها به جست و جوي آنها مي روند و علي را مي گيرند. دني كه فرار كرده با گروهي از بچه ها كه قصد رفتن به جشنواره را دارند به كمك رئيس كلانتري، دني را نجات مي دهند و قاچاقچي ها را دستگير مي كنند. در حالي كه در جشنواره همه از يافتن علي و دني نااميد شده اند، آنها را به هتل بازمي گردند و متوجه مي شوند كه جايزه بهترين بازيگر به طور مشترك به آنها داده شده است.....

74- پرنده باز کوچک- رهبر قنبری (1380) (The Small Bird Gamer (2001

بهروز پسر بچه ای است که به دلیل زندانی بودن پدر، به همراه مادر، مادربزرگ و خواهرش زندگی فقیرانه ای را می گذراند. یکی از دوستان پدر، در مقابل پرداخت مقداری پول بهروز را به کار می گیرد. کار بهروز این است که در زیر چرخ دستی پرنده فروشی قادر پنهان شود و با تقلید صدای پرندگان مردم را فریب دهد. یک روز دختری هم سن و سال بهروز برای خرید می آید و متوجه بهروز می شود. در رفت و آمدهای دیگر دختر و بهروز به هم علاقمند می شوند، اما مادر متوجه سختی کار قادر می شود و دیگر اجازه کار به او نمی دهد. بهروز متوجه می شود که دختر از آذربایجان به ایران آمده بوده و حالا برگشته است. بهروز با تلاش بسیار از مرز می گذرد و دختر را در بستر بیماری می یابد. دختر با شنیدن صدای پرنده که توسط بهروز تقلید می شود بهبود می یابد....

75- روز کارنامه- مسعود کرامتی (1381)  (Thay Of The Result(2003 

آراد در روز گرفتن کارنامه اش متوجه می شود باز هم در دیکته تجدید آورده، ناظم مدرسه او را شماتت می کند که چرا وضعیت درسی شاگردی که پدرش دکتر و مادرش کارشناس باستان شناسی است، باید اینگونه باشد. آراد پریشان به خانه می رود و در پی یافتن راه حلی برای فرار از شماتت پدر و مادرش، با نوشتن نامه ای خطاب به آنها می گوید که قصد دارد خود را از بالای برج سیاه به پایین پرتاب کند. او زمانی به برج می رسد که هم زمان است با حمله مسلحانه شخصی به نام امیر که برای انتقام به سراغ باجناقش فریدون آمده، که در همان برج کار می کند. امیر برای فرار از دست پلیس به پشت بام می گریزد. آراد نیز که قصد دارد خود را از آن بالا به پایین پرت کند، او را می بیند. امیر آراد را سپر بلا می کند تا از ساختمان بگریزد. آراد که حالا مشکل خودش را فراموش کرده، کارها و زندگی امیر برایش کنجکاوی برانگیز می شود و تصمیم می گیرد او را همراهی کند. از طرفی نیز خانواده آراد در جستجوی او هستند. امیر که در کشتن باجناقش ناکام مانده همراه با آراد به خانه او می رود و زن و تنها فرزندش را به گروگان می گیرد. فریدون که پی برده جانش در خطر است زمانی که به خانه می رسد تا برای گریز همراه با زن و بچه اش به مسافرت برود، خود را با امیر رو در رو می بیند. امیر او را به جایی خارج از شهر می برد و می گوید برای انتقام گرفتن و به خاطر این که امیر باعث شده زن و زندگی اش را از دست بدهد و شش سال زندانی شود، قصد کشتن او را دارد. آراد که آشفته شده به امیر اعتراض می کند و از فریدون قول می گیرد تا دل امیر را به گونه ای به دست آورد. از آن طرف هم آراد که دیگر با امیر رفیق صمیمی شده و خیالش از جانب او راحت است تصمیم به برگشت به خانه می گیرد. خواهر آراد که به طور اتفاقی کارنامه او را پیدا کرده آن را به مادرش نشان می دهد و حالا باز همه چیز تازه شروع می شود.....

76- کولی- علی شاه حاتمی (1381) ( Gypsy (2002

اهالی روستای تلخک معتقدند که کشتن پرنده ای به نام چکاوک برکت از زمین می برد و در این میان رسول، نوجوانی از اهالی تلخک، به دور از چشم مردم به شکار چکاوکان مشغول است. تلخک را خشکسالی فرا می گیرد و اهالی روستا جهت نزول باران مراسم باران خوانی و دعا به جا می آورند و در این میان نیز یکی از اهالی روستا را به نام دوتاری می فرستند تا با نواختن مقام الله آسمان را آبستن ابر کند. پس از چند روز دوتاری به روستا می آید. مردم به گردش جمع می شوند و دوتاری مشغول نواختن مقام الله می شود اما به ناگاه حضور رسول با چکاوکانی که شکار کرده مراسم را مختل می کند و دوتاری مراسم نیمه تمام رها کرده و می رود. رسول مجبور می شود به دنبال دوتاری بگردد به همین جهت کوله باری بسته و راهی روستای دوتاری می شود اما وقتی او را پیدا می کند. دوتاری حاضر به برگشت نیست اما حاضر می شود مقام الله را به رسول بیاموزد. و رسول در برگشت به روستا خود، برای نزول باران مقام الله را با دوتار اجرا می کند...........

77- کلاه قرمزی و سروناز- ایرج طهماسب (1381)  (Red Hat and Sarvenaz (2002

کلاه قرمزی پس از سالها در امتحانات مدرسه اش قبول می شود و به عنوان شاگرد ممتاز مدرسه معرفی می شود طوری که حتی تصویرش از تلویزیون نیز پخش می گردد. حالا بنا به قولی که داده شده آقای مجری باید برایش یک دوچرخه بخرد ولی او توانایی مالی ندارد. در همین زمان تلفنی از سوی عموی کلاه قرمزی که قرمزی بزرگ نام دارد به او می شود و کلاه قرمزی را همراه آقای مجری و نرگس به منزل مجللش دعوت می کند. در آن دیدار عموی کلاه قرمزی یک دوچرخه با ارزش به او هدیه می دهد. اما چندی بعد در جریان یک دزدی از منزل آقای مجری و نرگس که کلاه قرمزی نزد آنها زندگی می کند، دوچرخه او نیز به سرقت می رود. کلاه قرمزی دوچرخه را در خانه عمو نزد مشاورش اژدرخان می بیند که توسط سارقین به وی تحویل داده می شود. اژدرخان کم کم کلاه قرمزی را در منزل قرمزی بزرگ به عنوان یک مزاحم می بیند. مزاحمی که خیلی زود وجود شخص دیگری در آن منزل به نام سروناز را کشف می کند که بنا به توطئه اژدرخان از پدرش یعنی همان عموی کلاه قرمزی به دور نگه داشته می شود. کلاه قرمزی سروناز را نزد عمو می آورد ولی اژدرخان با کمک همان سارقین برای سر به نیست کردن کلاه قرمزی، او و سروناز را می دزدد. آقای مجری و نرگس و پسرخاله هم برای کشف موضوع به خانه عمو می آیند. کلاه قرمزی که با اقدامات خود سارقان را عاجز کرده است به اژدرخان عودت داده می شود و حالا همگی برای نجات سروناز به دنبال اژدرخان می روند. در محل درگیری کلاه قرمزی توسط اژدر به گروگان گرفته می شود ولی بالاخره آقای مجری او را از چنگ اژدرخان نجات می دهد و توطئه اژدر برای تصاحب ثروت عموی کلاه قرمزی بی نتیجه می ماند. قرمزی بزرگ با حضور کلاه قرمزی و سروناز و آقای مجری و پسرخاله جشن تولدش را برگزار می کند...........


78- دهقان فداکار- سیروس حسن پور (1380) (farmer devoted( 2002

دو پسربچه دانش آموز روستايي قصد دارند براي مسابقه روزنامه ديواري مدرسه، از دهقان فداكار عكس بگيرند و اين مقدمه اي است بر سفر دور و دراز اين دو دانش آموز .......

79- پروانه‌ها بدرقه میکنند- محمد ابراهیم معیری (1381) 

(The Butterflies are just The Step Behind (2003 

دختر سیل زده‌ای به همراه برادر ناتنی اش از خانه رانده می‌شود و سفر اسرارآمیز آنها با پرنده‌های مهاجر، طبیعت و فن آوری پیوند می‌خورد...


 80- سفر به شرق- سید مهدی برقعی (1380) Travel To East  m2002 

پویا پسر نوجوانی که مدعی ساخت یک سفال زیبا شده و در مسابقات فرهنگی هنری آموزش پرورش رتبه اول را بدست آورده است، هم اینک به مسابقات کشوری دعوت می شود تا در حضور هیأت داوران همان سفال را بسازد. پویا که نمی خواهد رازش فاش شود........

81- من و نگین دات کام- حسین قناعت (1382) Me & Negin .com 2004


من و نگین دات کام داستان زن و شوهری است که برای تأمین هزینه جراحی جهت بچه دار شدن دست به سرقت های ناموفقی می زنند...

82- بهشت جای دیگری است- عبدالرسول نگین (1381) 2003 Heaven is somewhere else

نوجوان چوپاني به نام عيدوك براي ساختن دنيايي تازه تصميم مي گيرد به دوبي مهاجرت كند. در مسير اين تصميم با نوجواني افغاني به نام گل محمد آشنا مي شود كه تلاش مي كند با جمع كردن پول، خانواده اش را از افغانستان به ايران بياورد........
 

83- رسم عاشق کشی- خسرو معصومی (1381) Tradition of Lover Killing 2003

پدر جلال موقع قطع یکی از درختان جنگلی در شمال دستگیر می شود و به زندان می افتد. پس از این اتفاق، اره ای که میرزاآقا به پدر جلال داده بود ضبط می شود و اعضای خانواده در غیاب پدر مجبور می شوند هزینه اره را بپردازند. لطیف سرباز اهری پاسگاه روستا، به ماجان (خواهر جلال) علاقه دارد و چون باجی (مادر جلال) لطیف را حین بردن شوهرش به زندان دیده، در مورد ازدواج این دو تغییر عقیده می دهد. جلال با دیدن تلاش فراوان مادرش و رفتار نامناسب میرزاآقا با او، تصمیم می گیرد به واسطه سفارش نجار به میرزاآقا که سردسته قاچاقچیان چوب منطقه است، هر روز پیش از رفتن به مدرسه، اره را از روستا به جنگل حمل کند و آن را به دست عطا و فرج برساند. لطیف که با سماجتش باجی را کلافه کرده، رفته رفته او را متقاعد می کند که در دستگیری شوهرش نقشی نداشته است. فرج که یکی از قاچاقچیان چوب است بدون دلیل روشنی با خانواده جلال مشکل دارد و از حرف های نجار برمی آید که پدر جلال را هم او به مأموران لو داده است. ورود دیرهنگام جلال به مدرسه، چرت زدنش سر کلاس و کوتاهی اش در انجام تکلیف ها باعث می شود باجی پس از آگاهی از آنها جلال را تنبیه کند. لطیف که کتاب درسی جلال را در جنگل پیدا کرده، موضوع را به ماجان اطلاع می دهد. خانواده با پدر از طریق نامه ارتباط دارد و جلال که موفق شده پول اره را بپردازد با هزار تومانی که از نجار گرفته، از پدرش درخواست می کند موقع بازگشت برایش ساعت مچی بخرد. غیبت های دائم جلال و رفتار مشکوک او حساسیت خانواده را برمی انگیزد و لطیف که صبحگاه او را تعقیب می کند، متوجه می شود که مأموریت هر روزه جلال چیست. لطیف که لباس سربازی به تن دارد، وسط جنگل به محاصره قاچاقچیان درمی آید و با وجود مخالفت عطا توسط آنان مضروب می شود. فرج و گروهش به نوبت به لطیف حمله می کنند و در قتل او شریک می شوند. این در حالی است که جلال به دلیل جا گذاشتن دوباره کتابش برگشته و دارد این صحنه های فجیع را می بیند. فرج پس از آگاهی از حضور جلال به عنوان شاهد قتل او را تعقیب می کند اما موفق به یافتنش نمی شود. باجی و ماجان که رد جلال را در درمانگاه پیدا کرده اند، با چهره پیر شده او روبرو می شوند و همزمان، پدر که برای پسرش ساعت مچی خریده در آستانه ورود به روستا، سراغ لطیف را می گیرد.....

84- کفش‌های جیرجیرک دار- شاپور قریب (1381)  The Squeaking Shoes 2004

علی شاگرد تنبل مدرسه راهنمایی و عاشق فوتبال است، اما به دلیل فقر ناچار است با کفشی که بارها پینه دوزی شده، به دنبال توپ بدود. روزی سر کلاس درس زیر میز مشغول تعمیر کفش پاره اش است که متوجه صدای جیرجیر کفش نو و شیک همکلاس پولدارش می‌شود و هوش از سرش می‌پرد. حالا تنها آرزوی او داشتن یک جفت کفش جیرجیرک دار است. با مراجعه به مغازه کفش فروشی و فهمیدن قیمت بالای کفش تصمیم به تهیه پول برای خرید کفش می‌گیرد............

85- گربه آوازه خوان- کامپوزیا پرتوی (1369) The Singer Cat 1990

حسنی همراه خواهرش گلدونه در پرورشگاه سکنی دارد. روزی زن و شوهری برای انتخاب کودکی به پرورشگاه می‌آیند و گلدونه مورد توجه آنها قرار می‌گیرد، اما هنگامی که آنها با توافق مدیره پرورشگاه قصد دارند او را با خود ببرند، حسنی با تکرار این واقعیت که آنها دارای پدری هستند که روزی آنها را از سر فقر و ناچاری جلوی پرورشگاه گذاشته و بالاخره سراغ آنها خواهد آمد، از بردن او جلوگیری می‌کند......

86- چشم تنگ دنیادار- نورالدین زرین کوب (1360) 

مردی حریص به دنبال زیاده خواهی اش همه چیز را نابود می کند. این فیلم بر اساس شعر “چشم تنگ دنیادار را/ یا قناعت پر کند یا خاک گور” ساخته شده است.......

87- ساکنین سرزمین سکوت-سامان سالور (1382) From the Land of Silence 2004

فیلم داستان دو برادر است. یکی نوجوانی است که کارش خوراندن مواد مخدر به شترهای معتاد حامل قاچاق است و دیگری در معدن نمک از کامیون های عبوری گازوئیل می دزدد و به خودشان می فروشد. برخورد راننده ای که پس از سال ها به زادگاهش بازگشته تا زندگی اش را پایان دهد، با این دو برادر درگیری ها و واکنش هایی را می آفریند که موجب رسیدن این آدم ها به شناخت بهتری از زندگی می شود...

88- آلبوم- رضا حیدرنژاد (1383)  Album 2005 

امير داداشي دانش آموز سيزده ساله اي است كه در شهرستان همدان زندگي مي كند. او با پوريا ايرواني پسر مهندس ايرواني كه از تهران به همدان منتقل شده اند همكلاسي مي شود و تحت تأثير پوريا ايرواني قرار گرفته و بر آن مي شود تا آلبومي از عكس هاي خود و خانواده اش را تهيه نمايد كه ...
 

89- بازی- غلامرضا رمضانی (1383) 

ثريا با اسباب بازي هايش در حياط بازي مي كند. در يك لحظه متوجه صداي بازي بچه هاي همسايه مي شود و مي خواهد با آن ها بازي كند، اما مادر باز هم نمي پذيرد. درگيري و بحث بين آن ها به اوج مي رسد. مادر، عروسكي به او مي دهد تا بازي كند. ثريا نمي پذيرد و اصرار دارد با بچه هاي همسايه همبازي شود....

90- پشت پرده مه-پرویز شیخ طادی (1383) Behind the Curtain of Night 2005 

مرتضي پسر بچه روستايي و ناشنوا با آموزگار تازه وارد دبستان، بر سر عشق او به مادرش دچار توهم و بحران روحي مي شود….

91- دونده- امیر نادری (1363) The Runner 1984

امیرو نوجوان تنهایی است که رؤیایش سفر به آن سوی خلیج فارس و آزادی است. او بطری‌های خالی، قوطی و چیزهایی از این دست را از میان زباله‌ها جمع می‌کند و می‌فروشد و با واکس‌زدن کفش خارجی‌های مقیم آبادان روزگار می‌گذراند. امیرو کم‌کم به کلاس درس شبانه می‌رود و الفبا را یاد می‌گیرد...

92- گلنار-کامپوزیا پرتوی (1367) Golnar 1998 

گلنار با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می‌کند. روزی به کنار چشمه می‌رود تا آب بیاورد. باد دستمال آبی او را، که یادگار مادرش است، با خود می‌برد. گلنار در پی دستمال به جنگل می‌رود و راه را گم می‌کند و گرفتار خاله خرسه می‌شود. خرس‌ها او را برای انجام کارهای روزانه و پختن کلوچه پیش خود نگه می‌دارند. پدربزرگ و مادربزرگ به کمک اهالی به دنبال گلنار می‌گردند، اما او را نمی‌یابند. خاله قورباغه خود را به گلنار می‌رساند و با هم نقشه‌ای برای فرار می‌کشند. گلنار به خرس‌ها می‌گوید به شرطی پیش آن‌ها می‌ماند که یک سبد بزرگ کلوچه دست پخت او را برای خانواده‌اش به روستا ببرند. خرس‌ها می‌پذیرند. گلنار در سبد کلوچه پنهان می‌شود و بدین ترتیب همراه خرس به خانه‌شان بازمی‌گردد....

93- جنگ کودکانه- ابوالقاسم طالبی

94- حیات- غلامرضا رمضانی

95- دزد عروسکها- محمد رضا هنرمند

96- باشو غریبه کوچک- بهرام بیضایی

97- دربه درها- امیر حسین صدیق

98- روزی که حسنی مرد شد- کیانوش و کورش دالوند

99- شکوفه‌های سنگی- عزیزاله حمدنژاد

100- لاک پشت‌ها هم پرواز میکنند- بهمن قبادی

101- موشو- محمدرضا عالی پیام

102 - مرثیه برف- جمیل رستمی

103- دیشب باباتو دیدم آیدا- رسول صدر عاملی

104- چوپان دروغگو- سیروس حسن پور

105 - ماجرا‌های اینترنتی- حسین قناعت

106 - نصف مال من نصف مال تو- وحید نیکخواه آزاد

107- بچه‌های ابدی- پوران درخشنده

108- اتوبوس شب- کیومرث پوراحمد

109- قفل ساز-غلامرضا رمضانی

110- تصمیم کبری - سیروس حسن پور

111- گوشواره- وحید موساییان

112- هامون و دریا- ابراهیم فروزش

113- زمانی برای دوست داشتن- ابراهیم فروزش

114- کودک و فرشته- مسعود نقاش زاده

115- خاله سوسکه- نادره ترکمانی

116- پرواز مرغابی ها- علی شاه حاتمی

117- نخودی- جلال فاطمی

118- خانه امن است- ناصر وفایی

119- راز دشت تاران- هاتف علیمردانی

120- دختران- قاسم جعفری

121- آهوی پیشونی سفید- سید جواد هاشمی

122- سلام بر فرشتگان- فرزاد اژدری

123- فیتیله و ماه پیشونی- آرش معیریان

124- صدای پای من- مهرداد خوشبخت

125- یک فراری از بگبو- هاتف علیمردانی

126- مصائب چارلی- علیرضا سعادت نیا

127- رویای سینما- علی شاه حاتمی

128- باد و مه- محمد علی طالبی

129- پرواز بادبادکها- علی قوی تن

130- شیر تو شیر- ابراهیم فروزش

131- فرزند خوانده- وحید نیکخواه آزاد

132- قبیله من- غلامرضا آزادی

133- مروارید- سیروس حسن پور

134- بازگشت به آینده- علی عبدالعلی زاده

135- روییدن در باد - رهبر قنبری

136- بچه‌های جسور- حجت سیفی

137- آدم آهنی - رحیم بهبودی فر

138- بزرگ مرد کوچک- صادق صادق دقیقی

139- دامنه‌های سفید- ابراهیم معیری

140- گورداله و عمه غولی- نادر ترکمانی

141- چتر سبز- ناصر وفایی

142- آقای مدیر- رضا حیدر نژاد

143- گنجشکک اشی مشی- وحید نیکخواه آزاد

144- گنجشکک اشی مشی- مسعود کرامتی

145- گنجشکک اشی مشی- غلامرضا رمضانی

146- فصل بلوغ- رهبر قنبری

147- سفر زمان- شهاب رضوریان

148- تنهای تنهای تنها- احسان عبدی پور

149- عملیات مهد کودک- فرزاد اژدری

150- تابستان طولانی-علی خزاعی

151- آفتاب – مهتاب زمین- علی قوی تن

152- رابطه- پوران درخشنده 

153- پرنده کوچک خوشبختی- پوران درخشنده

154- بهشت اینجاست- حمید سلیمیان

155- شهر موشها- محمد علی طالبی

156- شیرک - داریوش مهرجویی

157-  چون باد- محمد علی سجادی

158- کارگاه ۲- بهروز غریب پور

159- لنگرگاه- کیومرث پور احمد

160- مدرسه‌ای که میرفتیم- داریوش مهرجویی

161-دخترم سحر- مجید قاری زاده

162- علی و غول جنگل- مسعود رسام- بیژن بیرنگ

163- بهترین بابای دنیا- داریوش فرهنگ

164- بدوک- مجید مجیدی

165- من ترانه ۱۵ سال دارم- رسول صدر عاملی

166- رقص خاک- ابوالفضل جلیلی

167- مخترع ۲۰۰۱- امیر توسل

168- جعبه موسیقی- فرزاد موتمن

169- رویای خیس-پوران درخشنده

170- سینه سرخ-پرویز شیخ طادی

171- شرم-کیومرث پور احمد

172- صبح روز بعد-کیومرث پور احمد

173- سرخی سیب کال-محمد علی طالبی

174- یکی بود یکی نبود-ایرج طهماسب

175- کاکلی-فریال بهزاد

176- آتش در خرمن-سعید حاجی میری

177- حسنک-مهستی بدیعی

178- شهر در دست بچه ها-اسماعیل براری

179- کاکادو-تهمینه میلانی

180- دشت ارغوانی-نادر مقدس

181- عصیان-حمید خیرالدین

182- ماه پیشونی-علی اکبر کوهکی و جواد ارشاد

183- مصائب عاشق فقیر-حسینعلی لیا لستانی

184- آینه-جعفر پناهی

185- لاک قرمز-سید حاتمی

186- بزرگ خیلی بزرگ -فرزین مهدی پور

187- طالع سعد-مهستی بدیعی

188- من بن لادن نیستم-احمد طالبی نژاد

189- فرار از اردو-غلامرضا رمضانی

190- نگاهی دیگر-حسین مختاری(1373)

خانم «بزرگمهر» در آخرین سال تدریس خود با شخصیت پیچیده «مریم» یکی از شاگردانش مواجه می‌شود. «مریم» به جهت محبت اغراق‌آمیز مادرش مغرور و تنها شده و کوشش‌های بزرگمهر برای کمک به او به دلیل مخالفت مادرش بی‌نتیجه می‌ماند تا اینکه…

191- قول-محمد علی طالبی(1395)

این فیلم داستان فیلم درباره یک نوجوان است که به پدرش قولی می‌دهد و قصد دارد قول خود را عملی کند. ..

192- ننه نقلی-پرویز صبری(1390)

داستان سفر تعدادی کودک و مربی‌شان به شمال کشور است که بچه‌ها در طول راه از مربی می‌خواهند برای‌شان قصه بگوید و مربی قصه ننه نقلی و کدو قلقله زن را تعریف می‌کند.....

193- قهرمانان کوچک-حسین قناعت (1395)

ماجرای فیلم دربارهٔ چهار کودک و نوجوان هفت تا یازده سالهٔ تکواندوکار، که پدرانشان، کارگران یک کارخانهٔ تولید لوازم التحریرِ در شُرُفِ تعطیلی هستند، برای جلوگیری از بی‌کاری پدرانشان و گیر انداختن قاچاقچیانِ این کالا، که در واقع عاملینِ اصلی این تعطیلی هستند، به تعقیبِ آنها می‌پردازند....

194- سفر به شرق-مهدی برقعی (1380)

 پويا پسر نوجواني كه مدعي ساخت يك سفال زيبا شده و در مسابقات فرهنگي هنري آموزش پرورش رتبه اول را بدست آورده است، اينك به مسابقات كشوري دعوت مي شود تا در حضور هيأت داوران همان سفال را بسازد. پويا كه نمي خواهد رازش فاش شود براي حفظ آبرو و شهرت خود پنهاني و دور از چشم خانواده براي يافتن سازنده اصلي سفال و يادگيري فنون ساخت آن سفري را آغاز مي كند و ناخواسته مجبور مي شود بدون بليط سوار قطار شود و از اين رو در طول سفر دچار مشكلات متعددي مي شود تا اينكه با يغماي خشت مال شاعر بي سواد نيشابوري رو به رو مي شود و ....

195- دبستان شَوَک-کاظم معصومی(1379)

در یک دیار فراموش شده که همه در فقر و تنگدستی گذران می کنند گروهی از بچه ها به دنبال انباری هستند تا از آن کلاسی بسازند....

196- کلاه قرمزی و بچه ننه-ایرج طهماسب (1390)

داستان شیطنت‌های پسرعمه‌ است که کلاه‌قرمزی و آقای مجری را به دردسر می‌اندازد و ماجرای جدیدی پیش می‌آید که منجر به ورود مهمان ناخوانده‌ای می‌شود…

197- حسرت-محمد حسن زاده(1373)

 «رضا» علاقه زيادي به داشتن دوچرخه دارد. به جهت همين علاقه، دوچرخه همسايه‌اش را كه به سفر رفته است، بر مي‌دارد. اما با بازگشت ناگهاني صاحب دوچرخه ماجراهايي پيش مي‌آيد كه...

198- آوا-سیامک کاشف آذر (1397) 

این فیلم داستان زندگی پسر بچه کشتی گیری را روایت می‌ کند

حسین یاری، بهنوش طباطبایی، حمیدرضا آذرنگ، کریم اکبری مبارکه، شهین تسلیمی و جمشید هاشم پور به ایفای نقش پرداخته اند

و همچنین آرشام طالبی و شایان شاهسون بعنوان بازیگران نونهال این اثر هستند.

بنیاد سینمایی فارابی پخش کننده بین المللی فیلم سینمایی «آوا» است

که پیش از این دیپلم افتخار بهترین کارگردانی و پروانه زرین بهترین فیلمنامه را از بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم کودک و نوجوان اصفهان دریافت کرده است.

199- سفر جادویی- ابوالحسن داوودی

سی و یکمین جشنواره فیلم کودک و نوجوان به برترین‌های چهل سال سینمای کودک و نوجوان در بخش‌های مختلفی، چون بهترین فیلم کودک، بهترین فیلم نوجوان، بهترین کارگردان سینمای کودک و نوجوان، بهترین فیلمنامه سینمای کودک و نوجوان، بهترین بازیگر کودک و بهترین بازیگر نوجوان جوایزی اهدا می کند.

این نظر خواهی گسترده توسط انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران با همکاری دبیرخانه جشنواره سی و یکم فیلم کودک و نوجوان انجام می گیرد.

دیدگاه خود را بیان کنید