والدگری معکوس( وقتی فرزندان والد والدین می شوند ) نشانه شناسی و درمان
گاهی بچهها آرامآرام وارد نقشی میشوند که برای سنشان خیلی سنگین است؛نقشی به نام والدگری معکوس.
این یعنی کودک یا نوجوان تلاش میکند:
1- مرهم زخمهای والدین باشد.
2-میانجی دعواهای خانوادگی شود.
3- مسئول آرام کردن تنشها باشد.
4- بار عاطفی والدین را به دوش بکشد.
5- یا نقش بزرگسال خانه را بازی کند، چون «نمیخواهد والدین آسیب ببینند»
اما پشت این رفتار یک حقیقت پنهان است:
روانی که هنوز شکل نگرفته، توان حمل این بار را ندارد.
چرا این اتفاق خطرناک است؟
فرزند احساس گناه مزمن پیدا میکند – فکر میکند اگر ناراحتی را کم نکند، خانواده از هم میپاشد.سلامت و مهر
مسئولیتهای عاطفی بیش از توانش را میپذیرد – مثل اینکه بخواهد وزنهای سنگینتر از خودش را بلند کند.
نوجوانی سالم را تجربه نمیکند – به جای رشد، بازی و یادگیری، درگیر نگرانیهای بزرگسالانه میشود.
در روابط آینده، بیشازحد مراقب و نجاتدهنده میشود – همیشه خودش را مسئول آرام کردن دیگران میبیند.
والدین چه کاری میتوانند انجام دهند؟
۱. نقشها را واضح کنید
به فرزندتان بگویید: salamatomehr
«حلِ مسئلههای بزرگسالان بر عهدهی ماست؛ تو فقط لازم است کودکِ این خانه باشی.»
۲. دعواها را جلوی او حلوفصل نکنید
حضور کودک در تنشهای والدین، او را ناخواسته وارد نقش میانجی میکند.
۳. به او احساس امنیت بدهید
کمک کنید احساساتش امن باشد و بتواند آنها را بیان کند، بدون ترس از قضاوت یا فشار.
۴. گفتوگوی ترمیمی کنید
اگر مدتی در این وضعیت بوده، با او صحبت کنید تا بفهمد مسئول آرام کردن دیگران نیست و حق دارد فقط «فرزند» باشد.
پیام پایانی
فرزندان، ستون خانه نیستند؛ گلهای خانهاند. و گلها فقط وقتی شکوفا میشوند که وزن سقف را روی دوششان نگذاریم.
محمد کفاش روانشناس بالینی و مدرس آموزش خانواده کشوری 09052065335
دیدگاه خود را بیان کنید