تکنیک های نه گفتن (17 نکته کاربردی)

تکنیک های نه گفتن (17 نکته کاربردی)

يكي از مهارت‌هاي مهم زندگي، مهارت «نه» گفتن است. هر انساني مي‌تواند با آموختن و گسترش آن به مرور زمان به‌راحتي به ديگران پاسخ منفي بدهد. كسي كه اين مهارت را مي‌آموزد به‌راحتي مي‌تواند كارهايي را كه دوست ندارد رد كند و بسيار مؤدبانه در مقابل خواسته‌هاي غير منطقي اطرافيان، پاسخ منفي داده و از استرس، نگراني وخشم ناشي از پذيرش اجباري درخواست‌هاي اطرافيان در امان بماند.

اين مهارت مانند ساير مهارت‌هاي زندگي بايد از همان ابتداي كودكي فراگرفته شود، تا شخص در بزرگسالي از رويارويي و برخورد با اطرافيان نترسيده و بدون هراس موقعيت‌هايي را كه به هر شكل مشكلات جدي براي وي ايجاد مي‌كند نپذيرد.

مهارت «نه» گفتن يعني اعتماد به نفس، اراده و پافشاري بر حقوق خود و نبايد به اشتباه به‌معني مخالفت محض با ديگران از آن برداشت شود. با كمال تأسف در جامعه كنوني ما، كودكي مؤدب و خوب قلمداد مي‌شود كه درمقابل بزرگترها سكوت كند و هيچ‌گاه از خود دفاع نكند. به‌عبارت ديگر همواره همه آموزش، اطراف محور بله گفتن مي‌چرخد.

چگونگي «نه» گفتن يكي از مسائل مهم در حيطه روانشناسي است كه والدين وظيفه دارند اين مهارت را به بهترين شكل به كودك آموزش دهند. البته اين موضوع با نحوه پرورش اعتماد به نفس در كودك ارتباط دارد. كساني كه داراي اعتماد به نفس بالايي هستند به‌راحتي و به آساني و در كمال احترام از كلمه «نه» استفاده مي‌كنند، در مقابل كسي كه اعتماد به نفس كمتري دارد از ترس اين‌كه مبادا از جمع دوستان و همسالان طرد شود از پاسخ منفي هراس دارد.

آمارها حاكي از آن است كه بيشتر سوءاستفاده‌ها، اعتياد، دزدي و ديگر بزه‌ها در شرايطي رخ داده كه اگر فرد مهارت گفتن پاسخ «نه» را داشت دچار آن بزه نمي‌شد.

خانواده، والدين، مربيان و مسئولان مراكز آموزشي به عنوان الگو مي‌توانند اين مهارت را به خوبي و بموقع به كودك آموزش دهند. البته به شرطي كه آن‌ها خود شيوه صحيح پاسخ‌دهي منفي را فرا گرفته باشند و به راحتي از كلمه «نه» استفاده كنند تا آموزش مؤثري داشته باشند.

كودكان از رفتار والدين ومربيان بيشتر از آموزش كلامي تأثير مي‌گيرند. براي آموزش بايد از مسائل خيلي كوچك شروع كنيم، سن سه تا چهار سالگي هم بهترين زمان براي يادگيري كودكان ماست زيرا كودك در اين سنين به آرامي دنبال استقلال است.

والدين بايد بدانند هنگام آموزش به كودكان نبايد تسليم و دلسرد شوند، آن‌ها بايد بدون استفاده از ابزار خشم و عصبانيت با قاطعيت رفتار كنند. پدر و مادر بايد با درك احساسات كودك و بدون عصبانيت درگفتن كلمه «نه» ثابت‌قدم باشند در غير اين صورت مراحل آموزش با مشكل مواجه خواهد شد. از طرفي قاطعيت والدين تأثير بسزايي در شكل‌گيري شخصيت كودكان خواهد داشت.

پدر ومادر يا هر كسي كه مسئوليت نگهداري و تربيت كودك را برعهده دارد مي‌تواند در قالب داستان و بازي مهارت «نه» گفتن را با كودك تمرين كند و در اين تمرين‌ها، عواقب خجالت كشيدن و «نه» گفتن را براي او توضيح دهد. كودك بايد بداند در صورت قرارگرفتن در شرايط سخت و در صورتي كه احساس خوبي نسبت به انجام درخواست ديگران ندارد، مي‌تواند از انجام درخواست ديگران خودداري كند و به خواسته آنها پاسخ منفي دهد.

كودك بايد بداند «نه» گفتن، پررويي، گستاخي و بي‌ادبي نيست بلكه رد محترمانه خواهش يكي از دوستان يا اطرافيان است. «نه» گفتن نوعي مهارت است‌كه بايد بياموزيم و در تعاملات روزمره از آن استفاده كنيم.


8دذ آیا نه گفتن حتی در مقابل درخواست‌های غیرمنطقی هم برای‌تان دشوار است؟ اگر نتوانید به دیگران نه بگویید، باید همیشه اولویت‌های دیگران را به اولویت‌های خودتان ترجیح دهید. زمانی به درخواست دیگران جواب مثبت بدهید که درخواست‌ موردنظر معقول و شدنی باشد یا آن درخواست را برای جبران محبت‌های دوست‌تان انجام دهید.

اما اگر همیشه از ترس نه گفتن به خواسته‌ی دیگران جواب مثبت می‌دهید، حالا دیگر وقت تغییر است. برای افزایش قدرت و توانایی نه گفتن با ادامه‌ی این مقاله همراه باشید.salamatomehr

 
1. قبول کنید توانایی نه گفتن ندارید،نمی‌توانید هر کاری را انجام دهید

شاید بله گفتن‌تان به دیگران باعث شده است تا هیچ وقتی برای خودتان نداشته باشید. آیا نمی‌توانید به درخواست دوست‌تان که برای اسباب‌کشی از شما کمک می‌خواهد، نه بگویید؟ آیا نمی‌توانید به درخواست مدیرتان که کاری خارج از حدود وظایف‌تان را از شما می‌خواهد، نه بگویید؟ می‌توانید با توانایی نه گفتن ساده خود را از این شرایط خلاص کنید. اگر جواب مثبت به درخواست دیگران وقتی برای خودتان باقی نگذاشته، تصمیم بگیرید از این به بعد به هر درخواست غیرمعقولی جواب نه بدهید.


2. از فکر خودخواه شدن نترسید با توانایی نه گفتن

شاید پیش خودتان فکر کنید که با نه گفتن به دیگران به فردی خودخواه تبدیل می‌شوید. فرد خودخواه همیشه به دیگران جواب منفی می‌دهد و فقط به خودش فکر می‌کند. به خودتان بگویید که خودخواه نیستید. اگر درخواست غیرمنطقی کسی را رد کردید و او شما را خودخواه خواند، بهتر است رابطه‌تان را با آن فرد کاهش دهید. با نگاهی به گذشته و تمام جواب‌های مثبتی که به دیگران داده‌اید، می‌توانید بفهمید که خودخواه نیستید.

 

  3. بپذیرید که نمی‌توانید همه را در زندگی راضی و خوشحال نگه دارید

شما نمی‌توانید همه‌ی کسانی را که در زندگی‌تان هستند، راضی و خشنود نگه دارید و باید خط قرمزی برای دیگران قائل شوید. شاید فکر کنید که با توانایی نه گفتن و ناامید کردن دیگران، احترام آنها را از دست می‌دهید، ولی این‌گونه نیست.

اگر کسی گمان کند شما به همه‌ی خواسته‌هایش جواب مثبت می‌دهید، شاید بخواهد با خواسته‌های غیرمنطقی از شما سوءاستفاده کند. به افرادی که واقعا برای‌تان مهم‌اند، اهمیت ویژه‌ای بدهید و تلاش کنید آنها را خوشحال نگه دارید.

 
4. به جنبه‌های مثبت «توانایی نه گفتن» توجه کنید

مجبور نیستید که به «توانایی نه گفتن» به عنوان یک چیز بد نگاه کنید. هر گاه به درخواستی نه بگویید، می‌توانید به کارهای دیگری بله بگویید که مزایای زیادی برای‌تان دارد. با این روش پس از پاسخ منفی، کمتر احساس گناه می‌کنید. به عنوان مثال ببینید که با نه گفتن چه چیزهایی به دست می‌آورید:

به جای انجام کاری که به آن علاقه‌ای ندارید، می‌توانید وقت بیشتری را با دوستان و خانواده‌تان بگذرانید و از آن لذت ببرید.با این کار به خودتان، تفریحات‌تان و کارهایی که دوست دارید، بله گفته‌اید.می‌توانید به کارهای منطقی و متناسب با خودتان بله می‌گویید و مجبور نخواهید شد که به خاطر عدم توانایی‌تان در نه گفتن، بیش از اندازه کار کنید یا کارهایی انجام دهید که به شما ارتباطی ندارد.

 

5. دلیل ناراحتی‌تان از توانایی نه گفتن را کشف کنید

چرا با جواب منفی به دیگران احساس ناراحتی می‌کنید؟

آیا می‌ترسید که طرف مقابل دیگر با شما حرف نزند؟

آیا فکر می‌کنید که با دادن پاسخ منفی، فردی خودخواه به نظر می‌آیید؟

وقتی بفهمید دقیقا چه چیزی باعث ناراحی‌تان می‌شود، می‌توانید منطقی‌تر به شرایط نگاه کنید. اگر می‌ترسید با نه گفتن به یک فرد، توجه‌اش را از دست بدهید، وقت آن است که در رابطه‌تان با آن فرد تجدید نظر کنید.

 
6. روش‌های مختلف بله گرفتن را بشناسید

گاهی اوقات دیگران با روش‌های مختلفی شما را فریب می‌دهند تا به درخواست‌شان جواب مثبت بدهید. وقتی که این روش‌ها را بشناسید، راحت‌تر می‌توانید به خواسته‌های غیرمنطقی دیگران توانایی نه گفتن را داشته باشید. برخی از روش‌هایی که باعث می‌شوند برخلاف میل‌تان جواب مثبت بدهید، عبارتند از:

قلدری کردن: گاهی دیگران تلاش می‌کنند تا با قلدری، بدجنسی یا بی‌ادبی از شما جواب مثبت بگیرند. باید در این مواقع با خونسردی و بی‌توجهی به لحن بی‌ادبانه‌ی آنها پاسخ منفی بدهید.

ناله کردن: فرد با ناله و شکایت و حتی بدون درخواست به گونه‌ای رفتار می‌کند تا شما داوطلبانه به او کمک کنید. در این مواقع بهتر است موضوع صحبت را عوض کنید. مدتی با آن فرد ارتباط نداشته باشید یا به او بگویید از اینکه در این وضعیت قرار گرفته است، ناراحتید.

ایجاد عذاب وجدان: برخی تلاش می‌کنند تا با گفتن چیزهایی مانند اینکه هیچ وقت کمک نمی‌کنید یا در تنگنا پشتش را خالی می‌کنید در شما عذاب وجدان ایجاد کنند. در این مواقع با آرامش، دفعات قبلی که به او کمک کرده‌اید را یادآوری کنید و بگویید این بار قضیه فرق می‌کند و نمی‌توانم به شما کمک کنم.

تعریف و تمجید: ممکن است فردی با تعریف کردن از شما و گفتن اینکه «چقدر شما در انجام فلان کار فوق‌العاده هستید» یا «چه فرد باهوشی هستید»، از شما چیزی درخواست کند. در این مواقع از تعریف و تمجید طرف مقابل شرمنده یا جوگیر نشوید و جواب مثبت ندهید.

 
7. با آرامش صحبت کنید برای توانایی نه گفتن

تلاش کنید تا صدایتان شبیه زمانی باشد که از پشت تلفن صحبت می‌کنید. با آرامش، محکم و واضح حرف بزنید. اگر در صدایتان احساسات، ناراحتی یا تردید باشد، طرف مقابل از این ضعف‌تان استفاده می‌کند و می‌کوشد تا شما را استثمار کند. اگر آرامش در صدایتان مشخص باشد، طرف مقابل می‌فهمد که شما فرد معقولی هستید و امکان دارد گاهی هم نه بگویید. اگر صدایتان را بالا نبرید یا صدایتان ناراحت به نظر نیاید، احتمال بیشتری دارد که طرف مقابل توضیحات‌تان را بپذیرد.

 
8. برای افزایش قدرت وتوانایی نه گفتن زبان بدن را جدی بگیرید

سرتان را بالا بگیرید و بازوان خود را در کنار بدن‌تان قرار دهید و با حالات دست‌تان بر روی گفته‌های خود تأکید کنید. هنگام نه گفتن در چشم‌های طرف مقابل‌ نگاه کنید. با دستان‌تان یا چیزی بازی نکنید و در مورد تصمیم‌تان دودل به نباشید. دستان خود را جلوی سینه‌تان جمع نکنید یا طوری برخورد نکنید که انگار از تصمیم‌تان ناراحت هستید و می‌توان نظرتان را تغییر داد.

9. بیش از اندازه عذرخواهی نکنید

اگر از اینکه نمی‌توانید جواب مثبت بدهید، واقعا ناراحت و متأسف هستید، فقط یک «متأسفم» ساده بگویید. با عذرخواهی بیش از اندازه، عدم قاطعیت و ضعف شما آشکار می‌شود. در این حالت طرف مقابل تصور می‌کند با اصرار بیشتر می‌تواند شما را متقاعد کند و شما نیز با امتناع از انجام درخواست احساس بدتری خواهید داشت. اگر بیش از اندازه عذرخواهی کنید، طرف مقابل تصور می‌‌کند که با جواب منفی‌تان دارید در حقش کار اشتباهی انجام می‌دهید.

 
10. یک دلیل کوتاه بیاورید برای توانایی نه گفتن

یک توضیح ساده و کوتاه در مورد اینکه چرا نمی‌توانید به درخواست طرف مقابل جواب مثبت بدهید، باعث متقاعد کردن می‌شود. نیازی نیست که توضیح بیش از اندازه بدهید. دادن توضیحاتی در حد یک یا دو جمله در مورد مشغله‌هایتان کافی است. نیازی نیست که دروغ بگویید یا بهانه‌های الکی بیاورید. به مثال‌هایی که در زیر آمده است، توجه کنید.

من نمی‌تونم فردا باهات بیام مطب دندان‌پزشک، چون فردا شب سالگرد ازدواجمه.

متأسفانه من نمی‌تونم به تولدت بیام، چون صبحش امتحان پایان ترم دارم.

 کرامت زاده - wikihow


منظور از مهارت نه گفتن چیه؟

خیلی واضح است که مهارت نه گفتن به معنی این است که درخواست فرد دیگری را بنا به دلایلی رد می کنیم.

این رد کردن یکی از حقوق هر کسی است و نباید راحت از آن بگذرد و متأسفانه اکثراً راحت می گذرند.

معمولاً افراد در مواجهه با نه گفتن این شرایط را دارند:

۱-در اکثر مواقع نمی توانند نه بگویند و توانایی آن را ندارند.

۲-می توانند نه بگویند، ولی معمولاً به صورت غیر مستقیم و غیر واضح آن را انجام می دهند.

۳-می توانند نه بگویند، ولی معمولاً به صورت پرتاب کردن یا عصبانیت، آن را انجام می دهند.

 

در مورد دسته اول که مشخص است که باید خیلی تمرین کنند و زمان می برد تا که حرفه ای شوند.

اما دسته دوم و سوم هم فقط به ظاهر می توانند نه بگویند و آن ها هم نیاز به تمرین زیاد دارند!

11- بازبینی دلیل استفاده نکردن؟

از کودکی وقتی ما می خواستیم نه بگوییم، معمولا پدر و مادر این کار را بی احترامی و بی ادبانه در نظر می گرفتند.

از آن بدتر وقتی بود که به درخواست خود پدر و مادر، نه بگوییم و در آن صورت حتما به عنوان فرزندی گستاخ شناخته می شدیم!

همین می شود که یک سری باور شکل می گیرد که نه گفتن زیاد خوب نیست و باید در بیشتر موارد بله بگوییم وگرنه همان بچه بی ادب و گستاخ خواهیم بود!

موانع دیگری که وجود دارد:

می ترسیم که فرد واکنش بدی نشان دهد.
می ترسیم که فرد ناراحت شود و ارتباطش با ما قطع شود.
احساس می کنیم باید همه افراد را راضی نگه داریم.
فکر می کنیم که «زشته» نه بگوییم.
از عذاب وجدان بعد از نه گفتن می ترسیم.
نمی توانیم در آن لحظه درست تصمیم بگیریم که نه بگوییم یا بله.

نقطه مشترک همه این موارد این است که خجالت می کشیم نه بگوییم. وقتی در زمینه های مختلف خجولی داریم، زندگی کردن تلخ و با زحمت های بی مورد همراه می شود.

 - زمان ما محدوده و خیلی جاها باید نه گفت
زشته، زشته!

یک سری افراد هستند که برای خودشان یک حصاری کشیدند که در یک سری موارد نباید از قدرت نه گفتن و به این صورت توجیه می کنند که:

زشته درخواست دوستم رو رد کنم.
زشته بهش پول قرض ندم.
زشته بگم کار دیگه ای دارم.
زشته باهاش بیرون نرم.
زشته از این گروه لفت بدم.

وقتی دقیق فکر کنیم، می بینیم این به اصطلاح «زشته ها» واقعاً اینطور نیست که زشت باشند!

اگر یک چیزی خلاف اخلاقیات باشد، در آن صورت شاید درست باشد؛ ولی اکثر این «زشته ها» نشانه خجالتی بودن است.

این موارد هم ریشه در همان گذشته و دوران کودکی دارد که پدر و مادر و معلم و … دائماً در موارد مختلف می گفتند که این کار «زشته» و ناخودآگاه این تبدیل به یک باور شده است.

 12-ارزشیابی و تصمیم‌گیری قطعی

در ابتدا باید ببینیم که جواب ما به فرد مقابل نه یا بله است. این کاملاً بستگی به ارزشیابی ما از افراد مختلف دارد و باید از قبل بدانیم که هر فردی برای ما چه قدر ارزش دارد.

ممکن است فردی باشد که درخواست مالی خیلی بالا داشته باشد، به او با اطمینان بله بگوییم؛ اما در مقابل فردی هم است که آن‌ قدر اعتبار پایینی دارد که حتی درخواست‌ های مالی پایین او را رد خواهیم کرد.

یک مورد دیگر اینکه ممکن است فرد نزد ما ارزش بالایی داشته باشد ولی درخواستی که در آن زمان دارد یا بی‌ مورد است و یا اینکه در آن لحظه یک اولویت بالاتری داریم که باید حتماً انجام دهیم و به همین دلیل مجبوریم که در آن لحظه درخواست فرد را قبول نکنیم.

به‌طور کلی، وقتی یک فردی از ما درخواستی دارد ۳ حالت می‌تواند به وجود آید:

۱-ارزش فرد بزرگ‌تر از خواسته او: در این صورت احتمالاً درخواست فرد را قبول می‌کنیم و هیچ نشانه خجالتی بودن هم در ما وجود ندارد.

۲-خواسته فرد بزرگ‌تر از ارزش او: در این شرایط تصمیم می‌گیریم که جواب نه را انتخاب کنیم.

۳-نابجا بودن خواسته فرد: وقتی هم فردی خواسته‌ای دارد که در آن لحظه اصلاً نمی‌توانیم آن را برآورده کنیم، باید جواب نه را انتخاب کنیم، حتی اگر ارزش فرد بالاتر از خواسته او باشد. البته مطمئناً افرادی معدودی هم وجود دارند که در اکثر مواقع نمی خواهیم به آن ها نه بگوییم و این طبیعی است.

 
13-همراهی اولیه کوتاه

برای اینکه به‌ صورت حرفه‌ای نه بگوییم و فرد حس خوبی از ما بگیرد، یک همراهی اولیه کوتاه خواهیم داشت. به طور مثال این موارد برای همراهی اولیه مناسب است:

-می خوای این کارو انجام بدی؟ خیلی خوبه.
-خیلی خوبه که داری اقدام می‌کنی.
-پیشنهاد خوبیه.

نکته مهم همین است که این همراهی اول حتماً کوتاه باشد و فرد احساس نکند که ما می‌خواهیم جواب بله داشته باشیم!

اگر این کار را اشتباه انجام داد، می‌تواند مهارت نه گفتن اصولی را زیر سؤال ببرد. پس دقت کرد که از قبل آماده باشیم که همراهی اولیه درستی را داشته باشیم تا حس خوبی را به جای حس بد منتقل کنیم.

14- استفاده از چون بجای توضیح طولانی

در مرحله سوم، جواب نه خود را می‌گوییم و بعد به شکل کوتاه دلیل آن را اشاره می کنیم.

تحقیقات نشان داده است که وقتی از کلماتی مثل «چون» استفاده می شود، فرد مقابل بیشتر درک می کند و این به مراتب خیلی بهتر از این است که هیچ دلیلی وجود نداشته باشد.

همچنین، طوری دلیل خود را گفت که احتمالش خیلی کم باشد فرد دوباره در همان لحظه درخواست خود را ادامه دهد.

به‌طور نمونه این موارد می‌تواند جواب‌های مناسبی باشد:

-متأسفانه نمی تونم بهت قرض بدم چون که خودم بهش نیاز دارم.
-نمی تونم باهات بیام چون باید یک سری کار رو در خونه تکمیل کنم.
-درخواستتون رو نمی تونم الان قبول کنم چون اولویت‌های بالاتری دارم.
-چون امروز خیلی خستم یک روز دیگه در موردش صحبت کنیم.

 
15- راهنمایی و راهکار (در صورت امکان)

در مرحله آخر اگر امکانش بود می‌توانیم یک راهنمایی یا راهکاری برای فرد داشته باشیم که حس بهتری به او منتقل شود و از تلخی جواب نه هم کاسته شود.

مثلاً اگر فردی زمان ما را درخواست کرد، می‌توانیم بگوییم که امروز امکانش را ندارم و اگر روز دیگری باشد که برنامه خالی داشته باشم حتماً می‌آیم.

یا فردی که می‌خواهد پول قرض بگیرد می‌توانیم از یک طریقی مثل وام، فرد سومی و … طوری او را راهنمایی کنیم که شاید به پولش برسد.

یکی از راهکارهای متداول می‌تواند این باشد که شخص ثالثی را معرفی کنیم که این خواسته فرد را می‌تواند انجام دهد و بگوییم که به پیش او برود.

ممکن است در شرایطی نیاز به این مرحله نباشد و اشکالی ندارد؛ ولی:

اگر می‌ دانیم راهکاری داریم که به فرد کمک می‌کند، حتماً آن را بگوییم و نه گفتن خود را به‌صورت حرفه‌ای‌ تر تمام کنیم.

 
16- خریدن فرصت برای تصمیم گیری

گاهی اوقات نمی توانیم در همان لحظه تصمیم قطعی بگیریم و نیاز به زمان بیشتر برای فکر کردن داریم که جواب بله یا نه را بدهیم.

در این شرایط باید فرصت و زمان بخریم تا بیشتر فکر کنیم و بعد تصمیم گیری بهتری داشته باشیم. اکثر افراد معمولاً این زمان خریدن را مشکل دارند و در همان لحظه می خواهند یک تصمیم سریع و اشتباه بگیرند!

ولی ما انسان هایی که اقتدار شخصی داریم از روش های حرفه ای استفاده می کنیم و یکی از ابزارهای خیلی خوب همین زمان خریدن است.

برای زمان خریدن باید از قبل یک سریع جملات را آماده داشته باشیم. وقتی این جملات را تمرین کنیم دیگر به طور ناخودآگاه می توانیم در شرایط مختلف زمان بخریم.

زمان خریدن برای نه گفتن

به طور مثال این جملات زمان خریدن مناسب هستند:

-اجازه بدین در موردش فکر کنم و تا فردا بعد از ظهر بهتون خبر میدم.
-الان یکمی فکرم درگیره و شب بهت زنگ می زنم.
-چون به هیچ وجه دوست ندارم بدقولی کنم، اجازه بدید که بیشتر بررسی کنم.
-ممنون از پیشنهاد خوبتون، من حداکثر تا دو روز دیگه به شما جواب قطعی خودمو میگم.
-الان در شرایطی نیستم که بتونم صحبت کنم و در اولین فرصت باهات صحبت می کنم.

 

با توجه به موقعیت های مختلف می تواند این جملات متفاوت باشد و باید حتما یک لیستی از جملات زمان خریدن داشته باشیم که در هنگام درخواست های دیگران آماده استفاده از آنها باشیم.

این نکته هم در نظر گرفت که قرار نیست ما زمان افراد را بی جهت بگیریم و فقط اگر واقعا می خواهیم زمان بخریم، از این شیوه استفاده کنیم.

به هیچ وجه گرفتن سرمایه زمان افراد دیگر کاری اخلاقی نیست؛ اگر مطمئن هستیم که باید نه بگوییم، آن را به تاخیر نندازیم.

 
17- تمرین کردن

خب با توجه به توضیحات گفته شده باید تمرین کرد تا حرفه ای تر شد. شاید موقعیت های نه گفتن که سخت هستند به این سرعت پیش نیایند، ولی هر کسی می تواند به سادگی خودش تمرین کند. به طور مثال دو شکل ساده برای تمرین:

۱-ضبط صدا
۲-ضبط ویدئو

با ساده ترین تلفن همراه های امروزی هم این کار راحت انجام می شود. بعد از ضبط کردن می توان آن صدا یا ویدئو را بررسی کرد و ایرادات مشخص می شوند.

به طور مثال، این یک سناریوی نه گفتن است که من ضبط کردم و توضیحاتی تکمیلی در فایل صوتی اشاره کردم.
پخش‌کننده صوت
00:00
00:00
برای افزایش یا کاهش صدا از کلیدهای بالا و پایین استفاده کنید.

 
به همه قراره نه گفت؟!

در مورد مهارت نه گفتن و جزئیات آن زیاد صحبت شد؛ حالا شاید این سوال شاید پیش بیاید که بعد از این که در این مهارت حرفه ای شدیم، کلاً در همه موارد نه بگوییم؟!

مطمئنا اینکه نه بگوییم مزایای زیادی دارد و پیشنهاد می شود که از آن تا جایی که می شود به طور صحیح استفاده کرد. ولی بعضی جاها هم بهتر است که جواب بله داد.

فرض بگیریم فردی کمک کوچک یا راهنمایی از ما می خواهد که زمان خاصی هم از ما گرفته نمی شود و می دانیم که می توانیم کمک خیلی خوبی به آن فرد کنیم. در این شرایط می توانیم انتخاب کنیم که درخواست فرد را قبول کنیم.

بعضی افراد هستند که به کمک ما نیاز دارند و با یک بله که می گوییم، تاثیر مثبتی در زندگیشان می گذاریم.

در این مواقع منصفانه ست که نه نگفت. البته این کاملا بستگی به ارزش های زندگی دارد و هر کسی خودش تصمیم گیرنده است.

 
چه جاهایی باید  راحت نه گفت؟

 

 

نه گفتن به دوستان

در نهایت اگر از این مهارت به خوبی استفاده کرد، جای نگرانی خاصی وجود ندارد. یک دوست واقعی هیچ وقت به خاطر اینکه در بعضی جاها درخواستش رد شود، ناراحت نمی شود و رابطه به مشکل نمی خورد.

خودم و افراد دیگری که از آن استفاده کردند تا حالا به مشکل خاصی نخوردند. قاعدتاً موقعیت های زیادی هم پیش نمی آید که به یک دوست نزدیک و درجه یک نه گفت.

اما اگر دوست درجه یکی از نه گفتن ناراحت شد دو حالت بیشتر ندارد:

-درست از این مهارت استفاده نشده و فرد هنوز در این مهارت حرفه ای نیست.

-آن دوستی که ناراحت شده، به احتمال زیاد جزو دوستان درجه یک نبوده و یا اینکه عزت نفس و احساس ارزشمندی پایینی دارد و رد شدن درخواست را به معنی یک چیز وحشتناک می بیند!

 
در شرایط زندگی و کار

شاید سوال پیش بیاید که نه گفتن در زندگی و کار و برای افراد مهم به چه صورت است؟

با توجه به نکات گفته شده فرقی خاصی وجود ندارد و با کمی تمرین می توان به هر کسی به صورت اصولی نه گفت.

فقط این نکات هم برای نه گفتن در زندگی و کار در نظر گرفت:

۱-وقتی یک نفر به فردی دیگری تعهد کاری دارد، پس نمی تواند خیلی راحت نه بگوید. یعنی یک کاری را قبلاً قول داده است و یک دفعه وسط کار بگوید نمی تواند، این دیگر مسئولیت گریزی می شود!

۲-در مورد زندگی زناشویی هم باید این نه گفتن خیلی دقیق صورت گیرد و اینجا هم بحث تعهد مطرح است. مثلاً فردی نمی تواند دائماً به همسر خود نه بگوید چون که این مهارت را خوب بلد است!

۳-در جایی که درخواستی وجود دارد که ممکن نیست در آن لحظه انجام دهد، می تواند موقتی نه بگوید؛ ولی وقتی یک نفر زندگی مشترک را انتخاب کرده است، باید موارد مختلف آن را هم در نظر بگیرد. اینجا بحث مهارتی های ارتباطی و مهارت های همسرداری مطرح است.

vahidzamani

محقق: محمد کفاش روانشناس بالینی

دیدگاه خود را بیان کنید